تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
انگشتها را به گوش نهاده ، جامه بر سر كشيدند و بر عناد خود اصرار كرده و به وجهى ناگفتنى استكبار ورزيدند ) پس از آنكه نوح ساليان دراز قومش را انذار فرمود در نهايت مستأصل و مأيوس رو به جانب پروردگار نمود و عرضه داشت : خدايا من شب و روز به طور خستگى ناپذير آنها را به سوى عبادت تو و تقوا و اطاعت از خود دعوت كردم ، امّا نه تنها ايمان نياوردند ، بلكه دعوت من تنها نتيجه‌اش زيادتر شدن فرار و گريز اينها از اجابت دعوتم شد ، در واقع مىخواهد عرض كند : خدايا من هر چه در دعوت اصرار ورزيدم اينها بيشتر تمرّد و سركشى نمودند و نيز هر وقت من در مقام خيرخواهى آنها را دعوت به ايمان مىكردم تا تو ايشان را بيامرزى ، از شنيدن دعوت من استنكاف مىكردند و جامهء خود را بسر مىكشيدند تا مرا نبينند و سخنم را نشنوند و از من مىگريختند و در امتناع از استماع اصرار ورزيده و از شنيدن سخن و پذيرفتن دعوتم به نحو عجيبى استكبار مىنمودند . ( 8 )
( ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً )
: ( سپس آنها را به بانگ بلند دعوت كردم ) ( 9 )
( ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً )
: ( و آنگاه چندى علنى و چندى سرّى آنها را دعوت نمودم ) ( 10 )
( فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً )
: ( و گفتم كه از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد ، همانا او بسيار آمرزنده است ) در ادامه نوح عليه السّلام مىخواهد بفرمايد : من براى دعوت قومم از راهى كه ممكن بود مؤثّر باشد ، استفاده كردم ، ابتدا به آرامى و سپس به بانگ بلند آنها را فرا خواندم ، و گاهى به صورت علنى و گاه به صورت سرّى ابلاغ رسالت نمودم ، و در مقام دعوت و براى جلب ايشان و توجّه به جانب تو به آنها گفتم : از پروردگار خود طلب آمرزش و مغفرت كنيد ، چون او بسيار آمرزنده و كثير المغفرة است . ( 11 )
( يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً )
: ( كه اگر چنين كنيد ، آسمان مرتّب و پى در پى بر شما مىباراند )