تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
عبوديّت را به خطا پيمودند و در نتيجه پيامبرى را كه خدا براى هدايتشان ارسال كرده بود انكار و تكذيب نمودند ، لذا خدا هم آنها را با عقوبتى شديد و زيادتر از ساير عقوبتها مؤاخذه كرد . ( 11 )
( إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ حَمَلْناكُمْ فِي الْجارِيَةِ )
: ( بدرستى اين ما بوديم كه شما را در هنگامى كه آب طغيان كرد بر كشتى نشانديم ) ( 12 )
( لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ )
: ( تا آن را براى شما مايهء تذكّر قرار دهيم و فرا گيرد آن را گوش فراگيرنده ) اين آيات اشاره به طوفان نوح مىنمايد و خطاب به عموم بشر كه نياكانشان بوسيلهء كشتى نوح از غرق نجات يافتند ، مىفرمايد : اين ما بوديم كه وقتى آب طغيان كرد ، شما را سوار كشتى كرديم و از غرق و هلاكت نجات داديم و اگر ما اين رفتار را با شما كرديم براى اين بود كه آن را مايهء تذكّرى براى شما قرار دهيم تا از آن عبرت بگيريد و آن ماجرا را در نفس خود جاى دهيد و از ياد نبريد تا اثر و فايدهء آن كه همان عبرت و اندرز گرفتن است ، مترتّب شود ، از سنّت‌هاى الهى اين است كه بشر را از راه ارائه طريق به سوى سعادت حياتش هدايت كند و تذكرة به معناى اين است كه راه سعادت فرد را به ياد او بياورند ( كه ممكن است از آن تذكرة ، تذكّر پيدا كند و يا نه ) و از سنّت‌هاى ديگر پروردگار اين است كه همهء موجودات را به سوى كمالشان هدايت كند و آنها را به آن نقطه برساند و جمله
( وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ )
به همين معنا اشاره دارد ، چون ( وعى ) يا فرا گرفتن از مصاديق هدايت يافتن به هدايت ربوبى است ، از اين آيهء شريفه استفاده مىشود كه حوادث خارجى در اعمال انسان اثر مىگذارد ، همانطور كه از آيه 96 سوره اعراف استفاده مىشد كه اعمال انسان در حوادث خارجى تأثير مىگذارد « 1 » . در تفسير الدّر المنثور روايت شده كه وقتى اين آيه نازل شد رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : من از پروردگارم خواستم كه اين اذن واعيه را على بن ابيطالب عليه السّلام قرار دهد و بعد از آن على عليه السّلام فرمود : هرگز نشد چيزى از رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بشنوم و فراموش كنم .
هامش
( 1 ) .( وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ).
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 625 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر