كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ )
: ( خداوند آن باد را هفت شب و هشت روز بر آنان مسلّط كرد ، و مردم را مىديدى كه مانند كندههاى درخت خرما سرنگون شدهاند )
( 8 )
( فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِيَةٍ )
: ( پس آيا احدى از آنها را مىبينى كه باقى مانده باشد ؟ )
( قارعه ) نيز از اسماء كبرى است ، چون آسمانها و زمين را در هم مىكوبد و نظام عالم را دگرگون مىسازد ، در اين آيات ضمن ذكر ماجراى بعضى اقوام مكذّب معاد و قيامت مىخواهد به علّت هلاكت آنها اشاره كند ، در واقع مىخواهد بفرمايد : قيامت همان حادثهء كوبندهايست كه قوم عاد و ثمود و . . . آن را تكذيب كردند و خداوند به اخذى شديد آنها را مؤاخذه و عذاب نمود .
امّا قوم ثمود در اثر صيحه آسمانى يا زلزله و يا صاعقه هلاك شدند ، شايد هم « 1 » در اين آيه به علّت هلاكت قوم ثمود اشاره شده و مىفرمايد : قوم ثمود به سبب طغيانشان هلاك شدند ، امّا وجه اوّل با سياق سازگارتر است ، چون در آيات بعدى همه جا صحبت از كيفيت عذاب شده است ، نه اوصاف مردم هلاك شده .
و امّا قوم عاد بواسطهء باد سخت سرد و تند و طغيانگر به هلاكت رسيدند ، خداوند آن باد را هفت شب و هشت روز متوالى برايشان مسلّط كرد و تو اگر بودى ، آن مردم را مىديدى كه مانند ريشههاى تو خالى درخت خرما به زمين افتادهاند ، آنگاه در مقام كنايه از اينكه عذاب تمامى ايشان را فرا گرفت ، مىفرمايد : آيا هيچ يك از آنها را مىبينى كه باقى مانده باشد ؟
( 9 )
( وَ جاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ الْمُؤْتَفِكاتُ بِالْخاطِئَةِ )
: ( فرعون و ياغيان قبل از او و قراء قوم لوط هم از راه عبوديّت خطا رفتند )
( 10 )
( فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رابِيَةً )
: ( پس فرستادهء پروردگارشان را نافرمانى نمودند و در نتيجه خداى تعالى آنها را به عقوبتى شديد بگرفت )
يعنى فرعون زمان موسى و امتّهاى مكذّب قبل از او و دهكدههاى قوم لوط نيز طريق
هامش
( 1 ) . طبق تفسير كشّاف ، جلد 4 .