قرار بگيرد ، امّا توبه او و توبه و نعمت « 1 » پروردگار نسبت به او مانع از اين قضا گرديد و نه تنها يونس مذموم نشد ، بلكه پروردگارش او را برگزيد و از صالحين قرار داد و ( صلاح شىء ) يعنى موافقت آن بر طبق آن وضعيتّى كه بايد داشته باشد .
( 51 )
( وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ )
: ( و محقّقا نزديك است كسانى كه كافر شدهاند بعد از شنيدن قرآن تو را با چشم زخم خود آسيب رسانند و مىگويند او ديوانه است )
( ان ) مخفّفه از مثقّله است ، يعنى مخفف ( انّ ) مىباشد و ( زلق ) به معناى لغزش است و ( ازلاق ) يعنى صرع و كنايه از كشتن و هلاك كردن مىباشد .
مىفرمايد : محققا كافران وقتى قرآن را شنيدند نزديك بود با چشم زخم خود تو را به زمين انداخته و هلاك كنند ، و چشم زخم نوعى تأثير نفسانى است كه رواياتى هم بر طبق آن وارد شده و دليل عقلى بر نفى آن نداريم كه آن را انكار نموده و بگوئيم يك عقيدهء خرافى است ، بلكه به عكس حوادثى ديده شده كه بر چشم زخم منطبق است .
بعضى مفسرين گفتهاند : معناى آيه اين است كه وقتى كفّار قرآن را مىشنوند از شدّت كينه و خشم به گونهاى به تو نظر مىكنند كه مىخواهند با همان نگاه تيز و بغض آميزشان تو را بكشند « 2 » .
( 52 )
( وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ )
: ( در حالى كه قرآن جز تذكّرى براى عالميان نيست )
يعنى اينكه كفّار به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم نسبت ديوانگى مىدهند و قرآن را الفاظ جنيّان و شياطين مىدانند ، سخت در اشتباهند ، بلكه قرآن فقط يك تذكّرى براى جهانيان است ، و در واقع هر كس كه بخواهد به راه راست هدايت شود و در صراط مستقيم قرار بگيرد ،
از تذكرّات قرآن بهرهمند مىشود ، همچنانكه فرمود :
( إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ )
« 3 » .
هامش
( 1 ) . بارها گفتهايم كه حقيقت نعمت همانا ولايت و سرپرستى خداست .
( 2 ) . تفسير مجمع البيان ، جلد 10 .
( 3 ) . سورهء تكوير ، آيه 28 .