ملكهء استكبار در باطن آنها مستقّر شده و آن روز هم روز آشكار شدن باطنهاست ،
( يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ )
« 1 » .
( 43 )
( خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ )
: ( در حالى كه علائم ذلّت از چشمها و سراپايشان نمودار مىشود و به تحقيق آنها در دنيا كه سالم بودند ، دعوت به سجده مىشدند ، ولى اجابت نمىكردند )
در اين آيه و آيهء قبلى مىخواهد بفرمايد : خداى تعالى شريكى ندارد و تنها راه كسب سعادت در آخرت سجود است ، يعنى خاضع شدن براى خداى سبحان و اقرار به يگانگى او در ربوبيّت ، امّا اين مكذّبان در دنيا هم كه سالم بودند و قدرت بر سجود داشتند ، خدا را سجده نكردند و دعوت انبياء را نپذيرفتند ، بنابراين امروز هم در قيامت قادر بر سجده نيستند و چشمهايشان از شرم به زير افتاده و ذلّت سراپاى آنها را فرا گرفته .
( 44 )
( فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ )
: ( پس كيفر اين كسانى كه قرآن را تكذيب مىكنند به من واگذار ، ما به زودى آنها را از جايى كه خودشان نمىفهمند استدراج كرده و تدريجا به سوى عذاب پيش مىبريم )
در مقام تسليّت به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از بابت تكذيب آنها و نيز در مقام تهديد كفّار خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : من به تنهايى براى عذاب آنها كفايت مىكنم ، لذا تو امر آن افرادى را كه قرآن را دروغ مىشمارند به من واگذار نما و مطمئن باش كه به زودى پله پله از جايى كه نمىفهمند آنها را بسوى عذاب مىكشانم تا جايى كه شقاوت و هلاكت برايشان حتمى شود .
( استدراج ) يعنى ذرّه ذرّه ، درجهء كسى را پايين بياورند و در اصطلاح قرآن اعطاء نعمت پس از نعمت ديگر است كه در نتيجه موجب سرگرمى و غفلت فرد مىشود تا جايى كه به كفران نعمت دچار شده و منعم را از ياد مىبرد ، در نتيجه به ورطهء هلاكت مىافتد و اينكه فرمود : از جائى كه نمىفهمند آنها را استدراج مىكنيم ، بدليل آنست كه اين هلاكت از راه نعمت فراهم مىشود كه كفّار آن را خير و سعادت مىپندارند ، نه شرّ و شقاوت .
هامش
( 1 ) . سورهء طارق ، آيه 9 .