درخواست كند و در اثر سنگينى اين غرامت از ايمان مىگريزند ،
( أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ
« 1 » در حالى كه چنين نيست و رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از آنها مزدى درخواست نكرده و اين هفت احتمال همه احتمالاتى است كه خداوند آنها را يكى يكى مطرح نموده و ردّ كرده است .
به هر جهت خداوند مىفرمايد : چطور شما چنين حكمى مىكنيد ؟ يعنى عقل از چنين حكمى امتناع دارد و نيز هيچ دليل نقلى هم بر اين حكم وجود ندارد ، چون هيچ كتاب آسمانى از ناحيه خدا نيامده كه در آن اين حكم باشد و شما آن را فرا گرفته باشيد و خوانده باشيد كه : شما در دنيا و آخرت هر چه دلتان خواست بكنيد و اختيار سعادت شما با خودتان است .
در ادامه مىفرمايد : چنين هم نيست كه خدا با عهد و سوگندى شفاهى و مؤكّد چنين پيمانى با شما بسته باشد و پيمانى گرفته باشيد كه تا قيامت دوام داشته باشد كه ما با شما مطابق مسلمين رفتار كنيم .
آنگاه خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : از آنها بپرس كداميك از ايشان مسئول اين امر تساوى و متصدّى انجام آن است ؟ در واقع مىخواهد بفرمايد : بطلان اين ادّعا آنقدر واضح است كه كسى بجز ديوانگان چنين سخنى نمىگويد .
سپس در ردّ ادعاى ديگر آنها كه ممكن است بگويند شركايشان شفاعت آنها را مىكنند و آنان را با مسلمين يكسان قرار مىدهند ، مىفرمايد : اگر آنها شركائى دارند و در ادّعايشان راستگويند ، پس آن شركاء را بياورند ، يعنى اولا ) معبودهاى آنها معبود نيستند و ثانيا ) در امر ربوبيّت شريك نمىباشند و ثالثا ) هرگز قدرت بر چنين شفاعتى ندارند .
در ادامه مىفرمايد : روزيكه شدّت امر به نهايت مىرسد « 2 » و اين كفّار دعوت مىشوند كه براى خدا سجده كنند ، نمىتوانند ، چون حالت خضوع را در دل ندارند و
هامش
( 1 ) . آيه 46 همين سوره .
( 2 ) . چون وقتى انسان دچار مصيبت سختى مثل سيل يا گرفتارى ديگر مىشود ، شلوار را بالا كشيده و كمر خود را محكم مىبندد تا بتواند وسيله رفع آن گرفتارى را فراهم كند ( مترجم ) .