آنگاه رو به يكديگر نموده و هر يك ديگرى را متهّم كرده و ملامت مىكند ، سپس همگى اعتراف مىكنند كه ما براستى متجاوز از حدّ بندگى بودهايم و طغيان نمودهايم ، ما اميد داريم كه پروردگارمان بهتر از آن باغى كه سوخت ، چيزى به ما بدهد ، چون ما ديگر از همه اسباب ظاهرى قطع اميد كرديم و اعراض نموديم و فقط دل به او بستهايم و او را عبادت و اطاعت مىكنيم .
در انتهاى اين ماجرا خداى سبحان مىفرمايد : آرى عذاب دنيوى كه ما بشر را از آن زنهار مىدهيم مانند همين عذاب صاحبان باغ است و سنّت جارى ما در ميان همه اقوام گذشته و آيندگان اينست كه آنها را با اعطاء مال و فرزند آزمايش مىكنيم و اغلب آنها طغيان كرده و جرأت بر معصيّت مىيابند و به جاى شكرگزارى ، كفران مىكنند و ما هم آنها را هلاك مىسازيم ، امّا اگر مىفهميدند ، متوجّه بودند كه عذاب آخرت قطعا بزرگتر از عذاب دنياست ، چون عذاب قيامت از قهر خدا نشأت گرفته و كسى ياراى مقاومت در برابر آن يا خلاصى از آن را ندارد و حتّى مرگ را هم بدنبال ندارد تا بوسيلهء مرگ از عذاب رهايى حاصل شود و عذاب آخرت از تمامى جهات محيط به فرد مىشود و دائم و بىانتهاست ، به خلاف عذاب دنيا كه در نهايت تمام مىشود .
( 34 )
( إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ )
: ( بدرستى كه اهل تقوى نزد پروردگارشان ، بهشتهاى جاويد و پر نعمت دارند )
در مقابله با وضع كفّار و مكذّبان در اينجا به اهل تقوى بشارت مىدهد كه در آخرت چه وضعى دارند ، اهل تقوى كسانى هستند كه همواره متلبّس و ملازم عبادات و طاعات بودهاند و از نواهى پروردگار اجتناب كردهاند و ربوبيّت را در دنيا منحصر در خدا مىدانستند و عبادت را فقط خالصانه براى او انجام مىدادند ، بنابراين پروردگار و مدبّر امر ايشان در قيامت بهشتهايى غرق در نعمت و خالص در آن ، به آنها اعطاء مىكند نه آنكه لذّتش آميخته با الم و نعمتش آميخته با نقمت باشد و به زودى در تفسير سورهء تكاثر خواهيم گفت كه مراد از آن ، جنّت ولايت است .
( 35 )
( أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ )
: ( آيا ما مسلمانان را مانند مجرمان قرار