( 24 )
( أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ )
: ( تا در آن روز هيچ مسكينى وارد باغشان نشود )
( 25 )
( وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرِينَ )
: ( و به قصد نيامدن فقرا و زياد شدن درآمد سحرگاه بيرون شدند )
( 26 )
( فَلَمَّا رَأَوْها قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ )
: ( وقتى كه باغ را ديدند گفتند : ما محققا راه را گم كردهايم و عوضى آمدهايم )
( 27 )
( بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ )
: ( يكى از آنها گفت : نه ، بلكه محروم شدهايم )
( 28 )
( قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ )
: ( آنكه ميانه روتر و عاقلتر از همه بود ، گفت : مگر به شما نگفتم كه چرا خدا را تسبيح نمىگوييد و باغ را روزى دهندهء خود مىدانيد ؟ )
( 29 )
( قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ )
: ( گفتند : منزّه است پروردگار ما از اينكه در رازقّيت شريكى داشته باشد و ما براستى از ستمكاران بودهايم )
( 30 )
( فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ )
: ( آنگاه روى به جانب يكديگر كرده و همديگر را ملامت كردند )
( 31 )
( قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ )
: ( گفتند : واى بر ما ، به راستى ما مردمى طغيانگر بودهايم )
( 32 )
( عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ )
: ( اميد است پروردگارمان باغى بهتر از آن به ما بدهد ، ما به سوى پروردگارمان مشتاق و راغب هستيم )
( 33 )
( كَذلِكَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ )
: ( اينچنين است عذاب و البته عذاب آخرت بزرگتر است ، اگر كه مىدانستند )
( تنادوا ) يعنى يكديگر را صدا زدن و ( اصباح ) يعنى صبح كردن و داخل در صبح شدن ( صارمين ) يعنى كسانى كه ميوه مىچينند ، ( حرث ) يعنى كشت و درخت ، ( تخافت ) يعنى پنهان كردن ، ( حرد ) يعنى منع و ( قادرين ) از مادّه ، ( قدر ) به معناى اندازهگيرى و تقدير است .