ميوهء باغ را بچينند )
( 18 )
( وَ لا يَسْتَثْنُونَ )
: ( بدون اينكه انشاء اللّه بگويند و يا سهم فقرا را استثناء كنند )
( 19 )
( فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نائِمُونَ )
: ( در نتيجه بلايى فراگير از جانب پروردگارت باغ را دور زد ، در حالى كه آنها خواب بودند )
( 20 )
( فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ )
: ( در نتيجه باغ سوخت و چون شب سياه شد )
( بلاء ) يعنى امتحان و پيش آوردن مصيبت ( صرم ) يعنى چيدن ميوه از درخت و كلمهء ( استثناء ) يعنى مستثنى و جدا كردن بعضى از افراد از يك كلّ و نيز به معناى گفتن كلمه ( ان شاء اللّه ) مىباشد .
( طائف عذاب ) آن عذابى است كه در شب رخ دهد و ( صريم ) يعنى درختى كه ميوهاش چيده شده ، از اين آيه تا هفده آيه ، تكذيبگران رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را تهديد مىكند و تشبيهى كه در اينجا آمده كنايه از اين است كه اين مكذّبان هم به طور قطع عذاب خواهند شد ، امّا ماجراى صاحبان باغ ، ظاهرا ايشان مردمى اهل يمن بودهاند كه در آنجا باغى داشتهاند و مطابق روايت پدر اين افراد فردى بسيار منصف و اهل انفاق بوده كه هميشه هنگام ميوهچينى سهم فقراء را كنار مىگذاشته ، امّا پس از مرگ او ، فرزندانش كه پنج پسر بودند قرار گذاشتند ميوه باغ را بچينند ، امّا به احدى از فقراء چيزى از ميوهها ندهند و يا به جهت اتكاء و اعتمادى كه به نفس خودشان داشتند ، انشاء اللّه نگفتند ، و فقط به طور قطع گفتند : فردا ميوهها را مىچينم ، پس بلايى فراگير از جانب پروردگار شبانه آن باغ را احاطه نمود ، در حالى كه آن پسران در خواب بودند و آنوقت باغ مانند درختى شد كه ميوهاش را چيده باشند و يا در اثر آتشى كه خدا بسوى آن فرستاد ، مانند شب تار سياه شد و سوخت .
( 21 )
( فَتَنادَوْا مُصْبِحِينَ )
: ( صبح زود ، قبل از بيدار شدن فقرا ، يكديگر را صدا زدند )
( 22 )
( أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صارِمِينَ )
: ( كه اگر قصد چيدن ميوهها را داريد بامداد بسوى زراعت خود برويد )
( 23 )
( فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ )
: ( اين را آهسته مىگفتند و پنهانى بسوى باغ روانه شدند )