( مشّاء بنميم ) يعنى نقل كننده سخن ديگران به قصد سعايت و دو بهم زنى و افساد ، ( معتد ) يعنى متجاوز در ظلم و بيداد و كسى كه از حدّ خود تجاوز كرده .
( اثيم ) يعنى كسى كه بسيار گناه كند بطوريكه كارى به غير از گناه و فساد از او سرنزند و دست از گناه بر ندارد .
( عتل ) يعنى سخن خشن و درشت كه در اينجا به معناى شخص بد اخلاق و جفا كار و كسى است كه در راه باطل به سختى خصومت مىكند .
( زنيم ) يعنى بىاصل و نسب و يا زنازاده و لئيم و شرور .
خداى تعالى اين نه صفت رذيله را نام مىبرد و به اين وسيله بعضى از دشمنان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را كه او را به مداهنه دعوت مىكردهاند توصيف مىكند و اين صفات در واقع جامع همه رذايل است و ظاهرا شخص مورد نظر كه به پيامبر پيشنهاد كرده تا در برابر گرفتن مالى دست از دعوت خود بردارد ، ( وليد بن مغيره يا اخنس بن شريق و يا اسود بن عبد يغوث ) بوده است و خداى متعال به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم دستور مىدهد كه هرگز نبايد از او اطاعت كرده و يا به او اعتنايى بنمايد .
در ادامه مىفرمايد : آنچه موجب اين اعمال و كفر و طغيان او شده ، مالدارى و افتخار و دلبستگى به مال و فرزند است و او به جاى اينكه شكر خدا را در برابر اين نعمات بجا بياورد و نفس خود را اصلاح كند ، كفران مىورزد و وقتى كه آيات واضح الدلالة ما بر او تلاوت مىشود ، مىگويد اينها خرافات است و همان افسانههاى گذشتگان مىباشد .
پروردگار عالم هم در برابر اين غرور و تكبّر او بر بينىاش علامت مىگذارد ، يعنى او را بىنهايت خوار مىسازد و ذلّتى واضح و با نشانه به او مىدهد به گونهاى كه هر كس او را ببيند ، با آن علامت وى را مىشناسد و ظاهرا اين علامتگذارى در آخرت واقع مىشود .
( 17 )
( إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ )
: ( ما ايشان را مىآزمائيم ، همچنانكه صاحبان آن باغ را آزموديم كه قسم خوردند كه فردا