گفتهاند : ( جز اين نيست كه ما هم بشرى مانند شما هستيم ولى خدا بر هر كس از بندگانش كه بخواهد منّت مىگذارد ) « 1 »
و آنچه در اينجا نقل شده گفتار مؤكد پيامبران در اثبات رسالت است كه گفتند : ما فرستادگان بسوى شما هستيم و در ادّعاى خود صادقيم و در صدق ما همين بس كه خدا مىداند و شاهد بر مدّعاى ماست و ما وظيفهاى جز تبليغ رسالت و اتمام حجّت نداريم و از تصديق و تأييد شما بىنياز هستيم .
( 18 )
( قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ )
:
( گفتند : ما به شما فال بد مىزنيم اگر دست برنداريد شما را سنگسار مىكنيم و از ناحيهء ما عذابى دردناك به شما خواهد رسيد )
( 19 )
( قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ )
: ( پيامبران گفتند : فال بد و نحوست شما با خود شماست اگر متذكّر و متعّظ شويد ، بلكه شما مردمى مسرف و تجاوز پيشهايد )
مردم قريه در مقام تهديد پيامبران گفتند : ما شما را شوم و نحس مىدانيم و سوگند مىخوريم كه اگر دست از دعوت خود برنداريد و همچنان به تبليغ ادامه دهيد شما را سنگسار مىكنيم و از ما عذابى شديد و دردناك به شما مىرسد . پيامبران در پاسخ گفتند :
آن چيزى كه جا دارد به آن فال بد بزنيد همراه خودتان است ، كه عبارتست از حالت اعراض « 2 » و تكذيبى كه نسبت به حق داريد و نمىتوانيد آن را بپذيريد و اگر هم به حق تذكّر داده شويد و توحيد خدا و رجوع بسوى او براى شما بيان شود به جاى آنكه ايمان بياوريد آن را انكار مىكنيد و علّت اصلى انكار شما اين است كه شما مردمى مستمّر در معصيت و متجاوز از حد هستيد .
( 20 )
( وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ )
: ( و از
هامش
( 1 ) . سورهء ابراهيم ، آيه 11 .
( 2 ) . صاحب تفسير روح المعانى طائر را به معناى بهره و نصيب از خير و شرّ دانسته است يعنى همان اعمال آدمى و مصطفى شاكر نيز در متن اين قول را نقل كرده است . اما صاحب الميزان با توجه به سياق قول نقل شده در متن را برگزيدهاند . ( مترجم )