چه آنها را انذار كنى يا انذار نكنى ، ايمان نمىآورند . )
اين آيه نتيجه و فرع سه آيهء قبلى است ، يعنى در نتيجه حتمى شدن كلمه عذاب بر آنها و اينكه آنها راهى براى دريافت حقيقت ندارند و چيزى را نمىبينند ، تو اى رسول ما چه آنها را بيم دهى و يا بيم ندهى تفاوتى نمىكند و آنها ايمان نخواهند آورد .
( 11 )
( إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ )
:
( همانا منحصرا تو فقط كسانى را انذار مىكنى كه قرآن را پيروى كرده و از خداى رحمان ناديده خشيت دارند ، پس تو او را به آمرزش و اجرى بزرگوارانه بشارت بده . )
يعنى منحصرا كسانى از انذار پيامبر منتفع و بهرهمند مىشوند كه پيرو قرآن باشند و در عالم ماده و قبل از آنكه با وقوع مرگ يا قيامت ، حقيقت آشكار و منكشف گردد از خداى رحمان خشيت داشته باشند و خشيت ترسى است آميخته با اميد و رجاء كه آنها را در مقام عبوديّت ثابت مىكند و در نتيجه نه از عذاب خدا ايمن مىشوند و نه از رحمت خدا نااميد . آنگاه خطاب به رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : تو اينچنين فردى را به آمرزشى عظيم و اجرى كريم بشارت بده كه ابدا قابل توصيف و سنجش نيست كه مراد از آن همان بهشت و نعمات آن است .
( 12 )
( إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ )
: ( بدرستى مائيم كه مردگان را زنده مىكنيم و آنچه كردهاند و آنچه از آثارشان كه بعد از مردن بروز مىكند ، همه را مىنويسيم و ما هر چيزى را در كتابى آشكار برشمردهايم . )
مراد از ( احياء موتى ) زنده كردن مردگان براى حساب و جزاست . و مراد از ( ما قدّموا ) اعمالى است كه پيش از مرگشان براى روز جزاى خود فرستادهاند . مراد از ( آثارهم ) باقياتى است كه از خود بجاى گذاشتهاند نظير سنّت خيرى كه مردم بعد از وى به آن عمل كنند يا عملى كه مردم از آن بهرهمند شوند ، نوشتهاى كه مردم استفاده نمايند و يا مسجدى كه مردم در آن نماز بخوانند و يا وضو خانهاى كه مردم در آن وضو بگيرند و نيز هر بناى عام المنفعهء ديگر چون پل و بيمارستان و مدرسه . . . همچنين هر سنّت شرّ و