پايدارى داده بودند كه به هيچ وجه از جهاد كوتاهى نكنند و در راه تهيّه ابزار جنگ اموال خود را انفاق كنند ، امّا در مقام عمل ، تخلّف نمودهاند ، لذا آيه شريفه آنها را توبيخ و ملامت نموده و مىفرمايد : اين عمل موجب خشم و نارضايتى پروردگار است و از نشانههاى نفاق مىباشد .
( 4 )
( إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ )
: ( بدرستى كه خداوند كسانى را كه در راه او به صف كارزار نموده و مانند دژى استوار مىباشند ، دوست مىدارد )
( صف ) يعنى رديف و ( بنيان مرصوص ) يعنى بنائى كه در برابر انهدام مقاوم باشد .
مىفرمايد : خداوند كسانى را كه در راه او قتال مىكنند و به صف ايستادهاند و مانند بنايى محكم و غير قابل انهدام ايستادگى دارند ، دوست مىدارد و از اين عبارت با دلالت التزامى استفاده مىشود كه خدا از كسانى كه وعدهء پايدارى مىدهند ، امّا سست شده و پا به فرار مىگذارند ، خشمگين خواهد بود .
( 5 )
( وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ )
: ( به ياد آر ، زمانى را كه موسى به قومش گفت : اى قوم من ، چرا مرا آزار مىدهيد ، با اينكه مىدانيد ، من فرستادهء خدا به سوى شما هستم ؟ پس وقتى مردم از راه حقّ منحرف شدند ، خدا هم دلهايشان را منحرف كرد و خدا مردم فاسق را هدايت نمىكند )
در اين آيه به طور ضمنى مؤمنان را از آزار و اذيّت زبانى يا عملى رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نهى مىكند و آنها را از سرنوشت قوم يهود بيم مىدهد و مىفرمايد : به ياد آريد كه قوم يهود ، پيامبر خود موسى عليه السّلام را آزار و اذيّت كردند و از دستورات او سرپيچى نمودند و در نتيجهء اينكه از روش مستقيم و راه حقّ بسوى باطل منحرف شده و ميل نمودند ، و خداوند هم رحمت خود را از آنان دريغ نمود و هدايت خود را از آنها قطع كرد و انحراف ظاهريشان را به انحراف باطنى مبدّل نمود و علّت اين ازاغه و گمراهى ، مجازات نمودن آنهاست به جهت فسقشان ، و گرنه ساحت خداوند منزّه از آن است كه ابتدائا و