ولى زمانى كه احمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه كتب آسمانى بشارت آمدنش را داده بود مبعوث شد ، و براى بنى اسرائيل و يا براى آنان و سايرين معجزاتى روشن آورد ، ( بشارت عيسى و معجزهء قرآن و آيات دالّ بر نبوّت و . . . ) بنى اسرائيل گفتند : اين سحرى آشكار است و آن را نپذيرفتند ، البته بعضى مفسرّان ضمير در ( جاء ) را به عيسى عليه السّلام برگرداندهاند ، امّا اين معنا با سياق سازگار نيست « 1 » .
( 7 )
( وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُوَ يُدْعى إِلَى الْإِسْلامِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ )
: ( و كيست ستمكارتر از آنكه به دروغ ، به خدا افترا ببندد ، با اينكه به سوى اسلام دعوت مىشود و خدا مردم ستمكار را هدايت نمىكند )
اين آيه با استفهامى انكارى سخن كفّار دربارهء پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم را ردّ مىكند ، چون آنها قرآن و معجزهء پيامبر را سحر آشكار مىناميدند ، مراد از ( اسلام ) دينى است كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم بشر را به سوى آن دعوت مىفرمود و اساس اين دين بر تسليم شدن در برابر عقايد و اعماليست كه خداوند امر مىكند و مقتضاى ربوبيّت و الوهيّت خداى تعالى هم همين است ، پس دينى كه اساسش تسليم مطلق در برابر فرامين الهى است ، بدون شك دين حق است و عقل هر انسانى گرايش و تدّين به آن را واجب مىداند ، پس ردّ اين دين و نسبت سحر به آن ، گفتارى باطل و افترائى بر خداست و افتراء هم ظلمى آشكار است ، مخصوصا اگر نسبت به خدا باشد ، از شنيعترين ظلمها محسوب مىشود .
پس چه كسى ظالمتر است از آن كس كه بر خدا دروغ مىبندد و آنگاه كه به دين اسلام دعوت مىشود ، آن را ردّ مىكند ؟ مسلّما هيچ كس ستمگرتر از او نيست و خدا اين ستمكاران و هيچ ستمكار ديگرى را هدايت نمىكند .
( 8 )
( يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ )
:
( مىخواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش كنند در حالى كه خدا تمام كنندهء نور
هامش
عيسى عليه السّلام بوجود پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم در متن تورات و انجيل وجود داشته ، امّا مورد تحريف واقع شده است .
( 1 ) . تفسير روح المعانى ، جلد 28 .