تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
نگه دارد ، پس خداى متعال رسول خود را آگاه نمود و اين آيات نازل شد و امثال او را از اين عمل نهى كرده و مىفرمايد : اى مؤمنان ، مشركين را كه دشمن من هستند و براى من شريك گرفته و دعوت مرا رد كرده و رسول مرا تكذيب كرده‌اند و دشمن خودتان نيز مىباشند و با شما كه به خدا ايمان آورده و مال و جانتان را در راه خدا فدا مىكنيد ، دشمنى مىورزند ، به دوستى نگيريد ، چون هر كس از شما كه آنها را به دوستى بگيرد ، از زمرهء آنهاست ، شما چگونه با آنها اظهار دوستى و ابلاغ مودّت مىكنيد ، با اينكه آنها به دين حقّى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم آورده كفر ورزيدند و رسول و شما را مجبور به مهاجرت از مكّه به مدينه نمودند و شما را از بابت ايمان به پروردگارتان كه حقّ و واجب است و جرمى محسوب نمىشود ، مؤاخذه و مجازات كردند ، اگر مهاجرتتان ، جهاد در راه من و به منظور خشنودى من است ، ديگر دشمنان مرا به دوستى نگيريد ، و اين عبارت از باب شرط نمودن حكم به امرى محقّق الوقوع است ، تا به اين وسيله حكم را تأييد نموده و ملازمهء بين شرط و حكم را محكم و تأكيد نمايد ، مانند پدرى كه به فرزندش بگويد : اگر تو فرزند منى ، پس چنين امرى را انجام مده ، در ادامه مىفرمايد : شما در خفا به آنها اعلام دوستى مىكنيد ، در حالى كه من بهتر از هر دانايى مىدانم و آگاهم كه شما چه امورى را پنهان و يا آشكار مىكنيد و من به گفتار و كردار شما به گونه‌اى علم دارم كه اخفاء و اظهار شما نسبت به آن يكسان است و هر كس با مشركين دوستى كند ، حقيقتا از طريق مستقيم كه همان راه خداست ، گمراه شده است . ( 2 )
( إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْداءً وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ )
: ( اگر كفّار به شما دست بيابند ، دشمنان شما خواهند بود و دست و زبان خود را به آزار شما دراز خواهند كرد و آرزومند آنند كه شما هم كافر شويد ) ( ثقف ) يعنى حذاقت در درك چيزى كه مجازا به عنوان ظفر و دستيابى نيز استعمال مىشود ، مىفرمايد : دوستى با كفّار هيچ سودى به حالتان ندارد ، چون على رغم اين دوستيها ، اگر آنها به شما دست يابند ، دشمنى خود را اعمال مىكنند و دست خود را به قتل و اسير كردن و تعذيب شما مىگشايند و از هر ناسزا و بدگويى نسبت به شما دريغ
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 542 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر