محاسبهء او بدست خدايى است كه نسبت به همهء اعمال كوچك و بزرگ او آگاهى كامل دارد « 1 » .
( 19 )
( وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ )
: ( و مانند كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا هم خود آنان را از ياد خودشان برد و ايشان همان فاسقانند )
در تأكيد آيه سابق مىخواهد بفرمايد : به هوش باشيد و از مراقبت نفس خود غافل نشويد ، چون فراموش كردن نفس ، فراموش كردن خداست ، زيرا وقتى انسان خود را فراموش كرد ، اسماء حسنى و صفات علياء خدا را كه صفات ذاتى انسان مستقيما با آن در رابطه است نيز فراموش مىكند ، يعنى ذلّت و فقر و حاجت ذاتى خود را از ياد مىبرد و نفس خود را مستقل در هستى مىپندارد و گمان مىكند كه حيات و قدرت و علم و ساير كمالاتى كه در خود سراغ دارد از ناحيهء خود اوست و نيز ساير اسباب طبيعى عالم را صاحب استقلال در تأثير مىپندارد و در اينجاست كه به نفس خود و اسباب ظاهرى اعتماد مىكند و بازگشت بسوى پروردگارش را از ياد مىبرد .
پس علّت فراموش كردن خويش ، فراموش كردن خداست و چون چنين است آيهء شريفه نهى از فراموشى خويش را به نهى از فراموش كردن خدا مبدّل كرد ، چون انقطاع مسبّب به سبب انقطاع سبب ، بليغتر و مؤّكدتر است و در انتها فرمود : اين چنين كسانى كه خدا را فراموش كردهاند و خدا هم خودشان را از يادشان برده فاسقان حقيقى هستند ، چون از روش بندگى و عبوديّت عدول كردهاند ، ( مانند يهود بنى نضير و منافقان ) .
( 20 )
( لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ )
: ( هرگز اهل آتش با اهل بهشت يكسان و مساوى نيستند ، اهل بهشت همان رستگارانند )
( فوز ) يعنى نايل شدن به خير با حصول سلامت .
هامش
( 1 ) . در حديث قدسى مىفرمايد : ( خلّص العمل فانّ النّاقد بصير بصير ) عمل خود را خالص كن ، چون بررسى كنندهء عمل بسيار بينا و دقيق است ) ، ( مترجم ) .