هر دوى آنها اين شد كه براى ابد در آتشند و همين است كيفر ستمكاران )
يعنى عاقبت شيطان گمراه كننده و عاقبت انسان فريب خورده اين است كه هر دو در آتش جهنم جاودانه خواهند بود و اين عاقبت همهء ستمكاران است ، من جمله يهود بنى نضير و منافقين .
( 18 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ )
: ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از خدا بترسيد و بايد هر انسانى مراقب اعمالى كه از پيش ، براى فردايش فرستاده باشد و از خدا بترسيد ، بدرستى كه خدا از آنچه مىكنيد با خبر است )
( تقوى ) يعنى ورع و پرهيز از محارم الهى و اجتناب از ترك واجبات .
در اين آيهء شريفه مؤمنان را فرمان مىدهد كه از خدا پروا داشته و ملتزم اوامر و نواهى او باشند و در اعمال خود نظر كنند و ببينند كه چه عملى براى روز حساب پيش فرستادهاند آيا صالح است كه اميد ثواب داشته باشند و يا فاسد است كه در اين صورت از عقاب خدا بهراسند و توبه نمايند و نفس خود را به محاسبه بكشند .
و مجددا امر مىنمايد كه از خدا تقوى داشته باشيد ، يعنى در مقام محاسبه و نظر در اعمال از خدا بترسيد و متوجّه باشيد كه او به آنچه مىكنيد آگاه است و صلاح و خلوص عمل شما يا فساد و عدم اخلاص آن را به درستى مىشناسد .
پس بر مؤمنان واجب است كه اولا واجبات الهى را انجام دهند و از محرمات و نواهى پروردگار اجتناب كنند و عملشان منحصر در طاعت خدا و اجتناب از معصيت باشد و سپس نظرى به اعمال خود بيافكنند ، چون اين اعمال توشهء آخرت آنهاست كه از اين دنيا براى خود مىفرستند ، و مطابق آن به حسابشان رسيدگى مىشود ، پس شايسته است كه انسان قبل از مرگ و لقاء الهى در روز جزا ، خود به حساب خود رسيدگى كند و از بابت اعمال صالحش خدا را شكر گزارد و از بابت اعمال فاسدش به درگاه او توبه و طلب مغفرت نمايد و در محاسبهء اعمال خود نيز تقوا داشته باشد و عمل ريا كارانه خود را خالص نبيند يا عمل زشت خود در نظرش زيبا جلوه نكند ، چون بايد بداند در قيامت