هر مقدار كه مصلحت بداند از اين فىء به آنان اختصاص دهد .
( 9 )
( وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ )
: ( و نيز سهمى از غنائم مخصوص كسانى از اهل مدينه است كه در مدينه و سراى ايمان جاى دارند و قبل از مهاجرين موانع ايمان را رفع كرده بودند و هر مؤمنى را كه به سويشان هجرت مىكند ، دوست مىدارند ، و وقتى به آنها چيزى مىدهند در دل خود نيازى به آن احساس نمىكنند و مهاجرين را بر خود مقدّم مىدارند ، هر چند كه خود نيز محتاج باشند ، و كسانى كه بخل درونى خود را به توفيق خداى متعال نگه مىدارند ، ايشان رستگارانند )
مىفرمايد : انصارى كه بناء مجتمع دينى را آباد كردهاند بطوريكه همهء صاحبان ايمان در آن مجتمع گرد آيند و نواقص ايمان از حيث عمل را نيز رفع نمودهاند ، بطوريكه هر فرد مسلمانى بتواند طاعات و وظايف شرعى خود را آزادانه به انجام رساند و هيچ منعى نداشته باشد ، ( كما اينكه در مكّه محظور و ممنوع بودند ) آنها هر فرد مؤمنى را كه از مكّه بسوى آنها هجرت مىكند به جهت ايمان به خدا و رسول ، دوست مىدارند ، اينان هيچ حاجتى در نفس خود نسبت به فىء بنى نضير نداشتند ، و ابدا از خاطرشان نگذشت كه چرا رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از اين غنائم به مهاجرين داد و به ايشان نداد و از اين بابت نه دلتنگ شدند و نه حسد ورزيدند ، و مهاجرين را بر خود مقدّم مىداشتند ، هر چند كه خود مبتلا به فقر و حاجت باشند ، يعنى انصار نه تنها چشمداشتى ندارند بلكه مهاجرين را بر خود مقدّم مىدارند .
آنگاه خداوند در مدح ايشان و عمل ايثارگرانه آنها مىفرمايد : هر كس بتواند از بخل توأم با حرص و آز خود جلوگيرى كند و خدا او را از شرّ بخل حفظ نمايد ، چنين كسى نه از بذل مال مضايقه دارد و نه از مالدارى ديگران ناراحت مىشود و چنين كسانى رستگارانند « 1 » .
هامش
( 1 ) . در مجمع البيان جلد 9 ، از ابن عباس نقل شده كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در اين واقعه