تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
چه در آسمانها و زمين است مىداند و شاهد همه اعمال و گفتار آنها و عالم به اسرار ايشانست ، و معيّت خدا با معيّت اهل نجوى معيّت علمى است نه نزديكى جسمانى ، چون هيچ مكانى از خداى سبحان خالى نيست ، در عين اينكه او فوق مكان و جسميّت است . و او در روز قيامت همه افراد من جمله اهل نجوى را به حقيقت اعمالى كه كرده‌اند ، من جمله نجوايشان خبر مىدهد ، چون خدا به هر چيزى داناست و هيچ ذرّه‌اى از علم او مخفى نمىماند . ( 8 )
( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى ثُمَّ يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْهُ وَ يَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ وَ إِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَها فَبِئْسَ الْمَصِيرُ )
: ( آيا نديدى كسانى را كه از نجوى نهى شدند و باز بدانچه از آن نهى شدند ، رجوع كردند و دربارهء گناه و دشمنى و نافرمانى از رسول به نجوى پرداختند و وقتى كه به نزدت مىآيند ، تحيّتى به تو مىفرستند كه آنطور تحيّت را خداى تعالى به تو نداده و در دل خود و يا نزد همفكران خود اظهار دلواپسى مىكنند ، كه نكند خدا به جرم آنچه مىگوئيم ما را عذاب كند ، ايشان را فقط جهنّم كفايت مىكند كه در آتش آن خواهند افتاد و چه بد بازگشتگاهى است ) . ظاهرا نجوى كردن عليه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و مؤمنين حقيقى در ميان جمعى از منافقان و بيمار دلان سست ايمان ، شايع شده بوده و پيرامون گناه و دشمنى و نافرمانى از پيغمبر با يكديگر نجوى مىكرده‌اند ، تا مؤمنين واقعى را آزار دهند و حتىّ از نهى الهى هم متذكّر نشده و به اين عمل خود ادامه داده‌اند ، لذا خداوند روى سخن را متوجّه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نموده و از تخاطب با آنها اعراض كرده تا بفهماند آنها لياقت همكلامى با خدا را ندارند و سپس به توبيخ و مذّمت غيابى از ايشان مىپردازد و خطاب به رسول خود مىفرمايد : آيا نديدى افرادى را كه با اينكه از نجوى نهى شدند ، دوباره عمل نكوهيده خود را تكرار كردند و دربارهء اثم ( اعمالى كه اثر سوء دارد ، ولى اثر آن فقط متوجّه مرتكب آن مىشود ، مثل شرابخوارى يا ترك صلاة ) و عدوان ( اعمال زشتى كه ضرر آن متوجّه
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 514 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر