گفتگو مىكرد مستجاب كرد ، زنى كه شوهرش او را اظهار كرده بود و او از وضع خود به خدا شكايت مىبرد ، خدا گفتگوى او را با تو شنيد ، چون خدا شنواى همه شنيدنيها و بيناى همهء ديدنيهاست ، ( يعنى خدا به همهء مسموعات و مبصرات علم دارد ) .
( 2 )
( الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ )
: ( كسانى از شما كه زنان خود را ظهار مىكنند ، به صرف اين گفته ، همسرانشان ، مادرانشان نمىشوند ، مادران آنها تنها همان كسانى هستند كه ايشان را به دنيا آوردهاند و اين افراد سخنى ناپسند و خلاف واقع مىگويند و خداوند صاحب عفو و مغفرت است )
با اين آيه حكم ظهار كه در جاهليّت مرسوم بود لغو شده و اثر آن كه حرمت ابدى زوجين بود نفى گرديد ، مىفرمايد : كسانى كه همسرانشان را ظهار مىكنند ، از نظر شرعى با اين گفتار ، همسران به مادران ملحق نگشته و نسبت به شوهران خود حرام ابدى نمىشوند ، چون مادران آنها فقط كسانى هستند كه آنها را به دنيا آورده و متولّد نمودهاند ، سپس در مقام تأكيد مىفرمايد : اينها اولا ) سخنى ناپسند مىگويند ، چون شرع آن را معتبر نمىشمارد و منكر مىداند ، و ثانيا ) سخنى دروغ به زبان مىآورند ، چون گفته آنها خلاف حقيقت است و همسر به صرف گفته شوهر مبدّل به مادر نمىگردد ، لذا ظهار مفيد طلاق نيست ، اگر چه حلال شدن آن دو نسبت به هم مستلزم دادن كفّاره است ، لذا ظهار گناه محسوب مىشود و به همين دليل هم در ادامه مىفرمايد : خداوند آمرزنده و صاحب عفو است ، يعنى به شرط دادن كفّاره آن شخص را مىآمرزد و از خطايش در مىگذرد .
( 3 )
( وَ الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِما قالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ذلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ )
: ( و كسانى كه زنانشان را ظهار كنند و سپس از گفته خود پشيمان شوند ، كفّاره عملشان آزاد كردن يك برده ، قبل از تماس با همسرانشان است ، اين اندرزيست كه با آن موعظه مىشويد و خدا به آنچه مىكنيد آگاه است )
يعنى كسانى كه همسرانشان را ظهار كرده و سپس اراده كردهاند كه به نقص پيمانى كه با ظهار بستهاند اقدام كنند و به وضع قبلى خود با همسرشان بازگردند ، بايد قبل از تماس