اولاد ) يعنى فخر فروشى از بابت زيادى مال و فرزند .
مىفرمايد زندگى دنيا عرضى زايل شدنى و سرابى باطل است كه از پنج خصلت خالى نيست ، يا لعب و بازيچه است يا سرگرمى يا زينت و يا تفاخر و تكاثر و همه اينها موهوماتى است كه نفس آدمى به آنها دل مىبندد و از كمالات و امور مهمّه غافل مىشود ، از شيخ بهايى نقل شده كه اين پنج خصلت را بر پنج مرحله از عمر آدمى تطبيق داده ، ( كودكى : بازى و لعب ، جوانى : سرگرمى و لهو ، ميانسالى : آراستن خود با مال و جمال و . . . ، ابتداى كهولت : افتخار به گذشته و حسب و نسب و دوران سالخوردگى :
حرص بر مال و اولاد ) .
آنوقت خداوند در مقام تشبيه مىفرمايد : مثل زندگى دنيا در فريبندگى ظاهرى و زوال زودرس ، درست مثل بارانيست كه به موقع مىبارد و باعث رويش گياهان مىشود و خرمّى و بهجت آنها كفّار را به تعجّب وامىدارد ، امّا رفته رفته رو به زردى مىگذارد و سرانجام گياهى خشك و شكسته مىشود ، پس دنيا فانى و زودگذر است ، آنچه ابديست آخرت است كه اگر انسان اهل گناه و كفر بوده باشد عذابى شديد خواهد داشت و اگر اهل ايمان و طاعت باشد به مغفرت و خشنودى خدا نايل خواهد شد . و اينكه مغفرت را بر رضوان مقدّم نمود ، به جهت آنست كه براى نيل به رضوان خدا قبلا بايد بوسيله مغفرت خدا تطهير شد و اينكه مغفرت و رضوان را به خدا نسبت داد ( به خلاف عذاب ) براى آنست كه اشاره كرده باشد ، غرض اصلى خلقت مغفرت بوده ، نه عذاب ، امّا خود انسان با خروج از روش عبوديّت آن عذاب را باعث شده .
و در آخر مىفرمايد : زندگى دنيا جز متاعى نيست كه از آن بهرهبردارى مىشود و بهرهء آن همان فريب خوردن با آنست ( پس مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد و شما را از مقصد حقيقى باز دارد ، بلكه به عمل صالح بپردازيد تا در آخرت از ثمرات آن بهرهمند شويد ) .
( 21 )
( سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ