تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
در اين آيه خداوند به رسول خود تلقين مىكند كه چگونه عليه مشركان و ربوبيّت معبودهاى آنها احتجاج كند و بيان اين حجّت اين است كه اگر بتها و آلهه‌ها اربابى به غير خدا باشند ، بايد لااقل بخشى از تدبير عالم به دست آنها باشد و اگر چنين تدبيرى داشتند ، بايد خالق همان مقدارى كه تدبيرش بدست آنهاست ، باشند ، چون تدبير بدون خلقت تصوّر نمىشود و چنانچه اينها خالق بودند قطعا دليلى در عالم ، يا از ناحيهء خداى سبحان بر وجود آنها دلالت مىكرد . از ناحيهء عالم كه مىبينيم هيچ موجودى در عالم دلالت بر خالقيّت بتها ولو بطور شراكت ندارد ، و از ناحيهء خداى سبحان نيز هيچ دليلى در كتب آسمانى الهى نازل نشده كه ثابت كند بتها شريك خدا هستند ، پس اين مشركان هيچ بيّنه‌اى بر شرك خود ندارند ، بلكه انگيزه آنها صرف فريبى است كه بعضى نسبت به بعض ديگر روا مىدارند . يعنى نياكان و رؤساى قوم ، مردم آينده و مرئوسين و تابعان را مغرور مىكردند به اينكه : بتها نزد خدا شفاعت مىكنند و ما را به درگاه او نزديك مىنمايند . ( 41 )
( إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً )
: ( خداست كه نمىگذارد زمين و آسمان فرو ريزند ، و اگر فرو ريزند احدى بعد از خدا نيست كه از ريزش آنها مانع شود و او بردبار و آمرزنده است . ) خداى متعال بعد از استدلال بر توحيد ربوبيّت خود و نفى شركاء اكنون استدلال مىنمايد بر يگانگى خود به اينكه خلق را بعد از ايجاد ، ابقاء نموده و مانع از اضمحلال آنها مىشود ، چون هر موجودى در حقيقت ، هستى او ، هستىهاى لحظه به لحظه و متصل به هم است ولى چون استمرار دارند ما آن را يك هستى مىپنداريم و اگر يك آن فيض خدا در هستى بخشى منقطع شود ، همه موجودات نابود مىشوند . لذا خداست كه آسمانها و زمين را آفريده و از زوال آنها جلوگيرى مىكند و اگر خداوند اراده كند كه آنها را زايل كند هيچ احدى قدرت ندارد كه مانع او شود چون او يگانه خالق و مدبّر عالم هستى است و او بردبارى است كه در هيچ امرى ( من جمله عقوبت مكذّبان ) عجله نمىكند و آمرزنده‌ايست كه جهات عدمى اشياء را پنهان مىدارد و به مقتضاى همين دو