بلند پروازى آنها در زمين بود و نيز به جهت آنكه مكر بد به كار بردند و خواستند مانع از گسترش دعوت حق شوند امّا مكر بد نمىرسد مگر به صاحبش ، يعنى نتيجهء مكر بد در دنيا يا آخرت گريبان صاحب خود را مىگيرد و كيفر آن به او خواهد رسيد پس مكّاران جز سنّت جارى در امّتهاى گذشته كه همان سنّت مجازات و عذاب است نبايد انتظار ديگرى داشته باشند چون سنّت خدا هرگز تبديل نمىشود يعنى مثلا به جاى عذاب عافيت و نعمت نخواهد بود و نيز سنّت خدا تحويل هم نمىگردد ، يعنى عذاب از يك قوم كه مستحقّ آن هستند متوجّه قوم ديگرى نمىشود ، براى اينكه خداى متعال افعالش مطابق حكمت و بر صراط مستقيم است و تبعيض و استثناء نمىپذيرد و خطاب اين آيه متوجّه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و يا هر شنوندهء ديگرى است .
( 44 )
( أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِنْ شَيْءٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ عَلِيماً قَدِيراً )
: ( آيا در زمين سفر نكردهاند تا ببينند سرانجام آنهايى كه قبل از ايشان بودند چگونه بود ؟ با اينكه آنها از ايشان نيرومندتر بودند ، آرى هيچ امرى نه در آسمانها و نه در زمين نمىتواند خدا را به عجز آورد ، همانا او دانا و تواناست . )
مىفرمايد شاهد مثال بر اجراى سنّت الهى در امّتهاى گذشته آنست كه امّتهاى سابق كه از مشركين مكّه نيرومندتر بودند ، باز هم خداوند آنها را به كيفر مكر و تكذيبشان عذاب كرد . و آنگاه در مقام انذار و ترساندن مشركان مكّه و براى آنكه بدانند بايد از خداوند بترسند و به او ايمان بياورند و با او نيرنگ نكنند و آياتش را تكذيب ننمايند ، مىفرمايد : هيچ چيز در آسمانها و زمين نيست كه بتواند خدا را با نيرنگ خود عاجز كند ، چون او عليم مطلق است و غفلت و جهل در او راه ندارد ، تا دشمن بتواند او را غافلگير كند و نيز خداوند قادر مطلق است و هيچ چيز تاب مقاومت در برابر او را ندارد و نمىتواند او را به ستوه و عجز آورد .
( 45 )
( وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِعِبادِهِ بَصِيراً )
: ( و اگر خداوند