[ آيهء ( 45 - 39 ) احتجاج بر عليه مشركين و بيان اينكه مكر سيىء جز به اهل آن نمىرسد و اگر خدا بخواهد مردم را به جهت گناهانشان مؤاخذه كند ، جنبدهاى بر روى زمين نمىماند ]
( 39 )
( هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَ لا يَزِيدُ الْكافِرِينَ كُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلَّا مَقْتاً وَ لا يَزِيدُ الْكافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَساراً )
: ( او كسى است كه شما را در زمين جانشين قرار داد ، پس هر كس كافر شود ، كفرش بر عليه خود اوست و كفر كافران نزد پروردگارشان اثرى بيش از خشم و سخط ندارد و كفر آنها جز خسارت و زيان چيزى برايشان نمىافزايد . )
خليفه بودن مردم در زمين به معناى آن است كه همواره آيندگان جانشين پيشينيان مىشوند و قدرت و تسلّط بر دخل و تصرّف و بهرهبردارى از زمين را مىيابند و جانشينى آنها از يكديگر ، جزئى از خلقتشان است چون خلقت آنها از راه توالد و تناسل است و آنها را همواره به دو گروه سابق و لاحق تقسيم مىكند و اين شيوه ، تدبيرى است كه از خلقت آنها جدا نمىشود ؛ چون چنين تدبيرى خاصّ اوست كه خالق و مدبّر يگانهء عالم مىباشد ، لذا هر كس به اين حقيقت كافر شود و آن را بپوشاند و ربوبيّت را به غير خدا نسبت دهد كفرش بر عليه خود اوست زيرا وزر و وبالش دامنگير خودش مىشود و اين كفر در نزد پروردگارش هيچ اثرى ندارد جز اين كه باعث شدّت خشم و عذاب خدا مىگردد ، چون چنين كسانى از عبوديّت پروردگارشان اعراض كرده و ساحت الهى را خوار مىشمارند و به نفس خود ستم كرده و خسارت مىبينند زيرا نفسى را كه قابليت كمال و سعادت داشت ، دچار شقاوت و عذاب مىنمايند و به زودى نتيجه اين اعمال آنها در قيامت و دار جزا به آنها خواهد رسيد .
( 40 )
( قُلْ أَ رَأَيْتُمْ شُرَكاءَكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً فَهُمْ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْهُ بَلْ إِنْ يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً إِلَّا غُرُوراً )
: ( بگو به من خبر دهيد ببينم اين شركايى كه به غير خدا مىخوانيد چه چيزى از زمين را آفريدهاند و يا در آسمانها شركتى دارند ؟ و يا ما به ايشان كتابى نازل كرده و در آن از وجود چنين شريكى خبر دادهايم ؟ اين مشركين دليل آشكارى بر شرك خود دارند ؟ نه ، هيچ يك از اين موارد نيست بلكه ستمكاران به يكديگر وعدهء دروغين مىدهند . )