تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
چون از يك رو سئوال كرده ، آيا كسى هست كه چنين قرضى به خدا دهد ؟ و از سوى ديگر انفاق عبد را قرض دادن به خداى سبحان ناميده ، كه پرداخت آن بر قرض گيرنده واجب است و از سوى ديگر چنين اعتبار كرده كه هرگز عين آنچه گرفته مسترد نمىكند ، بلكه آن را چندين برابر نموده و باز پس مىدهد و به علاوه اجرى كريم نيز بر آن مىافزايد و اجر كريم اجريست كه در نوع خود پسنديده‌ترين باشد و اجر اخروى همينگونه است . ( 12 )
( يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ )
: ( روزيكه مردان و زنان مؤمن را مىبينى كه نورشان از پيش رو و از دست راستشان در حركت است ، بشارت باد شما را امروز به جنّاتى كه نهرها از دامنه‌اش روان است و شما در آن جاودانيد و اين خود رستگارى عظيم است ) يعنى اى رسول ما ( و نيز همهء كسانى كه شأنيت و ديدن را داريد ) ، در روز قيامت مؤمنان را مىبينى كه نورشان پيشاپيش جلوتر از آنان و بسوى آن سعادتى كه در انتظار آنهاست مىدود و به پيش مىرود ، پس چنين كسانى به سوى درجاتى از بهشت كه خداوند برايشان تدارك ديده مىشتابند و هر لحظه يكى پس از ديگرى درجات و جهات سعادت و مقامات قرب برايشان روشن مىگردد ، تا جائى كه نورشان به حدّ تمام و كمال برسد و آنوقت ملائكه به آنها بشارت مىدهند و مىگويند : بشارتتان ، امروز بهشتهايى است كه نهرها در دامنهء آنها جاريست و شما همواره در آن جاودانه خواهيد بود ، سپس خداى تعالى مىفرمايد : اين پيش رفتن نورتان و بشارت به بهشت ، رستگارى بزرگ است و شايد همه بقيّه سخن ملائكه باشد كه بهشت و خلود در آن را رستگارى عظيم دانسته‌اند . ( 13 )
( يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ )
: ( روزيكه مردان و زنان منافق به مؤمنان مىگويند : به ما نظر كنيد و كمى مهلت دهيد تا ما قدرى از نور شما را اقتباس كنيم ، به ايشان گفته مىشود به
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 496 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر