تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
بنابراين چه چيز شما را از انفاق در راه خدا باز مىدارد ؟ و اين كلام در مقام توبيخ و ملامت افراد بخيلى است كه از انفاق كوتاهى مىكنند ، در ادامه مىفرمايد ، كسانى كه قبل از جنگ و فتح انفاق كرده و در جنگ هم شركت كردند ، با كسانى كه بعد از پايان جنگ انفاق كردند و قتال كردند ، مساوى نيستند ، مراد از فتح بنا بر آنچه گفته‌اند فتح مكّه يا فتح حديبيّه است و ظاهرا مراد از انفاق ، انفاق در راه جهاد است ، و از اين آيه استفاده مىشود كه در انفاق در راه خدا هر قدر بيشتر عجله شود ، نزد خدا محبوبتر و منزلت و اجرش بيشتر است ، آنگاه مىفرمايد ، خداوند به هر دو طائفه وعدهء اجرى نيكو داده و به اين ترتيب مىخواهد طائفه دوّم را دلخوش سازد تا بدانند كه آنها نيز مشمول رحمت خدا مىشوند و در انتها در مقام شدّت بخشيدن به توبيخ قبلى دربارهء افراد بخيل و تعليل همه مطالب فوق ، مىفرمايد : خداوند به همه اعمالى كه انجام مىدهيد آگاه است ، پس خداست كه شما را خليفهء مال خود قرار داده و به شما روزى بخشيده و اين اموال را به عنوان امانت در نزد شما نهاده و معاد شما نيز بسوى است ، پس ديگر چه انگيزه‌اى براى بخل و خساست و عدم انفاق شما وجود دارد ؟ ! ( 11 )
( مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ )
: ( آن كيست كه قرض خوبى به خدا دهد تا خدا آن را برايش مضاعف كند ، و خدا اجرى ارجمند دارد ) آنچه خداوند به عنوان پاداش عمل به بنده عطا مىكند ، تفضّلى است از جانب او ، بدون اينكه بنده از او طلبكار و مستحقّ آن باشد ، چون عبد و آنچه مىكند ، همه ملك مطلق خداى سبحان است ، و ليكن خداى متعال خودش به اعتبار قانونى و تشريعى عبد را مالك اجر و ثواب اعتبار كرده و او را مالك عمل خود و سپس مالك آثار عمل خويش از قبيل پاداش يا كيفر دانسته است و انفاق او را قرضى به خود محسوب نموده و به اين نيز اكتفاء ننموده ، بلكه آن را براى او مضاعف كرده و او را به اجرى كريم در آخرت وعده داده است . در اين آيه تشويقى بالغ به انفاق در راه خدا شده كه ما فوق آن قابل تصوّر نيست ،