سپس به توصيف اين دو بهشت مىپردازد و مىفرمايد : اين دو بهشت داراى انواع ميوهها و داراى درختانى نرم و نازك مىباشند و در آنها دو چشمهء غير قابل توصيف وجود دارد و در آنجا از هر ميوهاى دو صنف هست ، احتمالا « 1 » ، يكى نوع دنيايى آن و ديگرى نوع بهشتى و ناشناس .
و اهل بهشت در آنجا بر فرشهايى تكيه مىزنند كه آسترش از ابريشم ضخيم است و به اين ترتيب معلوم مىشود رويهء آن گرانبهاتر و لطيفتر مىباشد ، مثلا از جنس حرير كه ابريشم ريز بافت است « 2 » .
در ادامه مىفرمايد : ميوههاى آن دو بهشت نزديك است ، يعنى : ميوههاى بهشتى براى اهل بهشت چيدنى و قابل دسترس است و در آخر همچون ساير موارد كه جا به جا ذكر شده از بابت اين نعمات بر جنّ و انس منّت نهاده و آنها را ترغيب و به شكر و سپاس مىكند .
( 56 )
( فِيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ )
: ( در آن فراشها همسرانى عفيف است كه به غير شوهر چشم ندوزند و از اهل بهشت هيچ جنّ و انسى آنها را لمس نكرده است ) .
( 57 )
( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ )
: ( پس كداميك از نعمات پروردگارتان را تكذيب مىكنيد ؟ ) .
( 58 )
( كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ )
: ( گوئيا آنها در رنگ و صفا مانند ياقوت و مرجانند ) .
( 59 )
( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ )
: ( پس كداميك از نعمات پروردگارتان را تكذيب مىكنيد ؟ )
( 60 )
( هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ )
: ( آيا پاداش نيكى به جز نيكى است ؟ ) .
( 61 )
( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ )
: ( پس كداميك از نعمات پروردگارتان را تكذيب مىكنيد ؟ ) .
مىفرمايد : در آن فراشها و بسترهايى كه وصف كرديم همسرانى عفيف و پاكدامن
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعانى ، جلد 27 .
( 2 ) . تفسير مجمع البيان ، جلد 9 .