مىكنيد )
( 41 )
( يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ )
: ( در آن روز مجرمين از چهرههايشان شناخته مىشوند و موى سر و پاهايشان را مىگيرند و آنها را در آتش مىاندازند ) .
( 42 )
( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ )
: ( پس كداميك از نعمات پروردگارتان را تكذيب مىكنيد ؟ )
( 43 )
( هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ )
: ( اين همان جهنّمى است كه مجرمان آن را تكذيب مىكردند ) .
( 44 )
( يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ )
: ( ميان آن و بين آبى جوشان مىگردند )
( 45 )
( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ )
: ( پس كداميك از نعمات پروردگارتان را تكذيب مىكنيد ؟ )
در اينجا به وضع حساب و جزاى مجرمين مىپردازد ، مىفرمايد : حسابرسى آنها در روز قيامت آنقدر سريع است كه از هيچ جنّ و انسى نمىپرسند كه چه گناهى مرتكب شدهايد ، در آن روز در بعض مواقف بر دههانشان مهر زده شده و دست و پايشان از اعمال آنها شهادت مىدهند ، و در بعضى مواقف ديگر گنه كاران از سيمايشان شناخته مىشوند و منظور از سيما نشانههاى بارز در چهره است ، و سپس موى جلوى پيشانى و پاهايشان را مىگيرند و آنها را در آتش مىاندازند ، آنگاه خطاب به همان مجرمين و يا خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : اين همان جهنّمى است كه گنه كاران آن را تكذيب مىكردند و اگر خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم باشد ، يعنى اى رسول ما اين همان دوزخيست كه مجرمان قومت آن را انكار مىكردند و به زودى وارد آن خواهند شد و بايد سرنوشت آنها در نظرت بىاهميّت باشد « 1 » .
در ادامه مىفرمايد : اينك آنها بين اين آتش جهنم و بين آبى بىنهايت داغ و جوشان در تردّد هستند و چه بد موردى است كه به آن وارد مىشوند ،
( بِئْسَ
هامش
( 1 ) . مطابق تفسير مجمع البيان جلد 9 .