و آن را شور كند و در نتيجه زندگى جانداران مختّل شود و نه درياى شيرين به درياى شور تجاوز نموده و بيش از اندازه به آن بريزد تا آن را شيرين سازد و در عين حال اين دو آب با هم در چرخهء حيات ، تعاون و تعاضد دارند ، چون درياى شور آب خود را به ابرها داده و آن ابرها بر زمين مىبارد و بعد از عبور از لايههاى زمين به مخازن آب شيرين مىپيوندد و آب همان چشمههاى شيرين به نهرها و سپس به درياى شور مىريزد و به آن متصّل مىشود و همين امر عين نعمت و حكمت الهى است كه در عين اختلاط و آميزش اين دو آب يكى در ديگرى مستهلك نمىشود تا نظام حياتى جانداران مورد تهديد قرار گيرد ، لذا مجددا مىفرمايد : اى جنّ و انس كداميك از نعمات پروردگارتان را تكذيب مىكنيد ؟
( 22 )
( يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ )
: ( از آن دو دريا مرواريد و مرجان بيرون مىآيد ) .
( 23 )
( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ )
: ( پس كداميك از نعمات پروردگارتان را تكذيب مىكنيد )
يعنى هر كدام از اين دو نوع آب مزايايى براى انسان دارند كه انسان از آنها بهرهمند مىشود ، من جمله از آنها مرواريد و مرجان بيرون مىآيد و انسان از آنها استفاده مىكند « 1 » .
( 24 )
( وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ )
: ( و براى او كشتيهايى چون كوه است كه در دريا پديد آمده ) .
( 25 )
( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ )
: ( پس كداميك از نعمات پروردگارتان را تكذيب مىكنيد ؟ ) .
اينكه كشتىها را ملك خدا دانسته ، با اينكه انسانها آن را مىسازند ، به جهت آنست كه تمام اسبابى كه در ساخت كشتى دخالت دارند ( چوب و آهن و . . . ) و اجزائى كه كشتى
هامش
( 1 ) . در تفسير الدّر المنثور از ابن عباس روايت شده كه دو دريا على عليه السّلام و فاطمه ( س ) هستند و مراد از برزخ و حائل رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است و منظور از لؤلؤ و مرجان حسن و حسين عليهما السّلام مىباشد .