( 13 )
( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * *
: ( پس اى جنّ و انس ، ديگر كداميك از نعمات پروردگارتان را كفران مىكنيد ؟ ) .
مىفرمايد : خداى رحمان زمين را براى مردم ، پست و وضيع ( نسبت به آسمان ) آفريد و در آن انواع ميوهها و درخت نخل غلافدار را قرار دارد ( چون « كم » يعنى غلاف خرما يا طلع ) و در زمين انواع حبوبات سبوبدار ( مانند گندم و جو و برنج و . . . ) و نيز گياهان خوشبو و معطّر ( مانند : نعنا ، ترخان ، ريحان ، مرزه ، پونه و . . . ) وجود دارد و خداى متعال آنها را آفريده ، سپس در مقام امتنان و ملامت از عدم شكرگزارى ، خطاب به انس و جنّ مىفرمايد : با اين همه نعمتها ديگر به كداميك از آنها كفران مىورزيد و آن را تكذيب مىكنيد ؟
( 14 )
( خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ )
: ( انسان را از گل خشكيدهاى چون سفال آفريد ) .
( 15 )
( وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ )
: ( و جنّ را از زبانهء آتش خلق كرد ) .
( 16 )
( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ )
: ( پس كداميك از نعمات پروردگارتان را تكذيب مىكنيد ؟ ) .
( صلصال ) يعنى گل خشكيدهاى كه زير پا صدا مىكند و ( فخّار ) يعنى سفال و مراد از ( انسان ) در اينجا نوع آدمى است و شايد « 1 » هم مراد فقط شخص آدم عليه السّلام باشد ، امّا در صورت اوّل مىخواهد بفرمايد : خلقت نوع بشر منتهى به گلى خشكيده همچون گل سفالگرى است .
و خلقت نوع جنّ از زبانه و شعله خالص و بدون دود آتش است ، يعنى خلقت نوع جنّ منتهى به زبانهء آتش مىشود ولى بعضى « 2 » گفتهاند ( جانّ ) به معناى پدر نوع جنيّان است ، همانطور كه آدم عليه السّلام پدر نوع بشر است .
و سپس دوباره خطاب به جنّ و انس مىفرمايد : كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را
هامش
( 1 ) . مطابق قول تفسير روح المعانى جلد 27 .
( 2 ) . تفسير مجمع البيان جلد 9 .