( 33 )
( كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ )
: ( قوم لوط نيز انذار را تكذيب كردند )
( 34 )
( إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ )
: ( و بدرستى ما بادى سنگ آور بر آنها فرستاديم و بجز خاندان لوط كه آنها را در سحر نجات داديم همه را هلاك كرديم )
( 35 )
( نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ )
: ( نجات آنها نعمتى از ناحيه ما بود تا همه بدانند كه ما بندگان شكرگزار را اينچنين جزا مىدهيم )
( 36 )
( وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ )
: ( با اينكه لوط آنها را از عذاب ما انذار كرده بود ، ولى در جدال خود اصرار مىورزيدند )
( 37 )
( وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ )
: ( و نسبت به ميهمانان او قصد سوء كردند ، ما چشمانشان را كور كرديم و گفتيم : بچشيد عذاب و انذار مرا )
( 38 )
( وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ )
: ( سرانجام صبحگاهان عذابى برقرار بر آنها نازل شد )
( 39 )
( فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ )
: ( و گفتيم بچشيد عذاب و انذار مرا )
( 40 )
( وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ )
: ( و ما قرآن را براى تذكّر آسان كردهايم ، پس آيا كسى هست كه متذكّر شود ؟ )
در اين آيات به ماجراى قوم لوط مىپردازد كه چگونه انبياء را تكذيب كردند و در شرح عذاب آنها مىفرمايد : ما بادى سنگ آور بر آنها فرستاديم و ليكن لوط و خانوادهاش را در هنگام سحر از مهلكه نجات داديم و نجات ايشان نعمتى از ناحيه ما بود ، چون آنها نسبت به ما شاكر بودند و جزاى شاكران در نزد ما ، نجات است .
و به تحقيق لوط قومش را انذار نمود و آنها را از شدّت عمل ما زنهار داد ، ولى آنها با او و انذارش مجادله كردند و با نهايت بىشرمى نسبت به ميهمانان لوط كه ملائكه الهى بودند ، قصد سوء نمودند و از او خواستند تا آنها را تسليم ايشان كند ، امّا ما ديدگان آنها را محو كرديم ، همانطور كه آنها طريقه فطرت را محو و نابود كرده بودند و عذاب ما