كسانى كه ايمانى به آخرت ندارند ، براى ملائكه نام زنان را قرار مىدهند و آنها را مؤنّث مىپندارند )
( 28 )
( وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً )
:
( با اينكه هيچ دليل علمى بر گفتار خود ندارند و جز گمان و خيال را پيروى نمىكنند در حالى كه خيال و گمان هيچ اثرى در تشخيص حق ندارد و جاى علم را نمىگيرد )
اين آيات عقيدهء مشركين در خصوص مؤنّث بودن ملائكه را رد مىكند و اينكه اين توهّم را به مسأله ايمان نداشتن به آخرت نسبت داده ، اشارهايست به شناعت و زشتى اين عمل و اينكه چه عقوبت شديدى در انتظار قائلين به آنست ، يعنى كسى مرتكب آن نمىشود ، مگر آنكه از بيخ و بن اعتقادى به آخرت و عقوبت آن نداشته باشد ، در ادامه مىفرمايد : اينها هيچ دليلى براى گفتار خود مبنى بر انوثيّت ملائكه ندارند و فقط يك توهّم دارند نه يك اعتقاد راجح و اين ظن به هيچ وجه از علم كفايت نمىكند . چون حق يعنى واقعيّت هر چيز كه فقط بوسيله علم ( يعنى اعتقاد مانع از نقيض ) ادراك مىشود و غير علم ، يا ظنّ است ، يا شك و يا وهم و هيچكدام از اينها واقعيّت و حقيقت را نشان نمىدهند و انسان مجاز نيست كه در درك حقايق به آنها اعتماد كند و اينكه در احكام دينى ، ما بر اساس ظنّ عمل مىكنيم به جهت دستوريست كه در اين مورد از ناحيه شارع رسيده ولى در هيچ يك از امور اعتقادى پيروى از ظنّ جايز نيست .
در مجمع البيان از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : بدرستى كه محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم در شب معراج از آسمان هفتم نازل شد و وقتى اين سوره نازل گرديد عتبه بن ابى لهب خبردار شد و به نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم آمد و زبان گشود و آب دهان بيانداخت و گفت : به سورهء نجم و پروردگار آن كفر مىورزم ، پس رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : ( خداوندا سگى از سگهاى خود را بر او مسلط فرما ) . پس عتبه به جانب شام روانه شد و در قسمتى از راه فرود آمد و خداوند ترس و وحشت را بر او مسلّط كرد ، پس به همراهانش گفت : مرا شب در بين خود قرار دهيد ، و چنين كردند ، امّا در همان شب شيرى آمد و او را از ميان مردم ، برگرفت و از هم دريد .