در ادامه مىفرمايد بلكه اين طور مىپرسيم شايد اينها خالق و ارباب آسمانها و زمين هستند ؟ كه خود را اجلّ از پيروى دستورات خدا مىدانند ؟ نه هيچ كدام از اين موارد صحّت ندارد ، بلكه اشكال اصلى اين است ، كه اينها مردمى عارى از يقين هستند و روحيهء پذيرش و اعتقاد به حق را ندارند .
در ادامه مىفرمايد : يا نكند اينها مالك خزانههاى رحمت پروردگارت هستند كه به اختيار خود بتوانند در امر نبوّت تصرّف كنند و كس ديگرى را به جاى تو به عنوان نبى و پيامبر برگزينند ؟
و يا نكند كه اينها بر خدا هم قاهر و مسلّط هستند تا جايى كه بتوانند نبوّت و رسالتى را كه خدا روزى تو كرده ، از تو سلب كنند ؟
و يا شايد اينها نزد خود نردبانى دارند كه به آسمان صعود مىكنند و وحى آسمان را مىشنوند ، اگر چنين است بگو آن كسى از ايشان كه ادّعاى شنيدن وحى را مىكند دليل خود را بياورد .
و يا از شدّت بىعقلى مىگويند دختران از آن خداست و پسران از آن اينها ؟
و يا شايد تو در برابر رسالتت مزدى از اينها خواستهاى كه اينها براى جبران اين خسارت سنگين به زحمت افتادهاند ؟ !
و نكند كه لوح محفوظ نزد آنهاست و آنها از روى آن نسخهبردارى كرده و به مردم خبر مىدهند ؟ !
و يا در صدد توطئه و مكر نمودن با پيامبر هستند كه او را متّهم به كهانت و شاعرى و افترا ، مىكنند ؟ پس كافران بدانند كه مكر و توطئه ايشان به خودشان برمىگردد .
و يا شايد معبودى به غير از خدا سراغ دارند كه امر آنها را تدبير مىكند ؟ ! سبحان اللّه ، منزّه است ، خداى متعال از شركى كه به او مىورزند .
خير هيچكدام از اين موارد نيست ، بلكه كفر و تكذيب آنها و عنادشان با حق به جايى رسيده كه اگر قطعهاى از آسمان را ببينند كه دارد بر سرشان فرود مىآيد ، مىگويند : نه اين آسمان نيست ابرى غليظ و متراكم است و ابدا نشانهء عذاب نيست . لذا
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 426
مساهمون: فاطمه مشايخ
ص٤٢٦