( 27 )
( فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ )
: ( پس خداى متعال بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب درون سوز جهنّم حفظ فرمود )
( 28 )
( إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ )
: ( بدرستى ما قبلا در دنيا همواره خدا را مىخوانديم ، همانا او نيكوكار مهربان است )
يعنى اهل بهشت از احوال يكديگر در دنيا پرسش مىكنند و در جواب مىگويند : ما در دنيا نسبت به خانواده خود و سعادت و نجات آنها از هلاكت اهتمام داشتيم و نسبت به آنها مهربان و دلسوز بوده و از گرفتارى آنها بيمناك بوديم و لذا آنها را به جانب دين حق فرامىخوانديم ، در نتيجه خدا هم بر ما منّت نهاد و ما را داخل در بهشت نموده و از عذاب درون سوز جهنّم حفظ فرمود ، ( منّت ) يعنى انعام كردن با نعمتى پرارزش و منّت اگر با عمل انجام گيرد ، امرى نيك است و اگر با زبان انجام شود در غير خداى تعالى قبيح و ناپسند است .
و اين منّت الهى به علّت اين بود ، كه ما در دنيا همواره او را مىخوانديم و به توحيد و اطاعت او اشتغال داشتيم چون او پروردگارى نيكوكار و مهربان است كه به كسى كه او را بخواند ، نيكى و رحمت مىكند .
( 29 )
( فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ )
: ( پس تو به دعوت و تذكّر خود مشغول باش ، چون تو به نعمت پروردگارت كاهن و ديوانه نيستى )
( 30 )
( أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ )
: ( و يا مىگويند شاعريست كه انتظار مرگ او را مىكشيم تا از مزاحمت او آسوده شويم )
( 31 )
( قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ )
: ( بگو انتظار بكشيد ، من هم با شما از منتظرانم )
در مقام نتيجهگيرى مىفرمايد : حال كه آن اخبار حق است ، پس تو به كار تذكّر و دعوت خود بپرداز و بدان كه تو به حق تذكّر مىدهى و انذار مىكنى ، و در سايه نعمت پروردگارت از تلبّس به صفاتى چون ديوانگى و كهانت مصون و محفوظ هستى . در ادامه مىفرمايد : بلكه اين كفّار مىگويند او ( يعنى رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ) ، شاعر است و ما در