تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
شما ملازم شما خواهد بود . ( 17 )
( إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَعِيمٍ )
: ( همانا متقّين در باغهاى بهشت و نعمات هستند ) ( 18 )
( فاكِهِينَ بِما آتاهُمْ رَبُّهُمْ وَ وَقاهُمْ رَبُّهُمْ عَذابَ الْجَحِيمِ )
: ( در حالى كه با يكديگر دربارهء آنچه پروردگارشان به آنها داده گفتگو مىكنند از آن نعمات بهره مىبرند ، و پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ محفوظ نگه داشته ) ( 19 )
( كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ )
: ( بخوريد و بياشاميد ، گوارايتان باد به جهت آن اعمالى كه انجام مىداديد ) ( 20 )
( مُتَّكِئِينَ عَلى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِينٍ )
: ( در حالى كه ايشان بر كرسيهاى بهم پيوسته ، تكيه داده‌اند و ما آنها را قرين حورالعين قرار داده‌ايم ) مىفرمايد اهل تقوا در قيامت در باغهايى پوشيده از انبوه درختان و در ميان انواع نعمات بسر مىبرند ، در حالى كه از نعماتى كه پروردگارشان به ايشان داده لذّت مىبرند و به آنها گفته مىشود : بخوريد و بنوشيد ، گوارايتان باد ، به جهت آن اعمال صالح و نيكى كه در دنيا به جا آورديد . و اهل بهشت بر تكيه‌گاهها و بالشهايى در كنار هم و بهم پيوسته تكيه زده‌اند و به يكديگر اتّصال دارند و ما آنها را قرين و همنشين زنان فراخ چشم بهشتى نموده‌ايم . و منظور از ( تزويج ) عقد ازدواج نيست چون در اين صورت احتياجى به حرف باء نبود
( زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِينٍ ) *
همچنانكه در جاى ديگر تزويج را بدون حرف باء آورده است
( زَوَّجْناكَها
« 1 » او را به عقد ازدواج تو در آورديم ) ( 21 )
( وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ )
: ( و كسانى كه ايمان آوردند و ذريّه ايشان نيز در امر ايمان از آنها پيروى كردند ، ما ذرّيه آنها را نيز ملحق به ايشان مىكنيم و چيزى از پاداش آنها نمىكاهيم ، چون هر فردى در گرو عمل خود مىباشد ) اين آيه در مقام منّت نهادن بر مؤمنان است و مىفرمايد : كسانى كه ايمان آوردند ، ما ذريّه آنها را كه در ايمان از پدرانشان پيروى كردند به آنها ملحق مىكنيم تا چشمشان به
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب ، آيه 37 .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 421 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر