بيايد . در آن هنگام به افراد متّقى واجد صفات فوق خطاب مىرسد : به سلامت داخل بهشت شويد ، در حالى كه از هر مكروهى ايمن هستيد و يا داخل بهشت شويد در حالى كه خدا و ملائكه او بر شما سلام و درود مىفرستند و آن وقت در مقام بشارت به آنها مىگويند : امروز روز جاودانگى است و متقّين با شنيدن اين مژده خرسند مىگردند .
در ادامه مىفرمايد : اهل بهشت در آنجا مالك و صاحب اختيار هر چيزى كه مشيّت و ارادهشان به آن تعلّق بگيرد ، مىباشند و خلاصه هر چه بخواهند در اختيارشان است و تازه نزد ما بيشتر هم هست . يعنى امورى عظيمتر و ما فوق علم و مشيّت ايشان و كمالاتى والاتر از دريافت آنها نيز از جانب خداوند در اختيارشان قرار مىگيرد .
( 36 )
( وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ هَلْ مِنْ مَحِيصٍ )
: ( و چه بسيار از امّتها كه قبل از ايشان بودند و ما آنها را هلاك كرديم با اينكه از اينها نيرومندتر بودند و به شهرهاى ديگر نيز رخنه كردند ، آيا توانستند از هلاكت گريزگاهى بيابند ؟ )
مىفرمايد : قبل از اين مشركين فعلى ، چه بسيار اقوامى بودند كه بسيار نيرومندتر از اينها بودند و با نيروى خود به سرزمينهاى ديگر سير كرده و آنها را نيز فتح كردند ، امّا آيا توانستند از عذاب خدا گريزگاهى بيابند ؟ يعنى اگر آنها توانستند ، اين مشركين نيز مىتوانند ، و اين آيه در مقام انذار و تخويف مشركين است .
( 37 )
( إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ )
: ( همانا در اين امر تذكّرى است براى هر كس كه فهم داشته و گوش فرا دهد و حاضر باشد )
( 38 )
( وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ )
: ( هر آينه ما آسمانها و زمين و آنچه ميان آندوست را در شش روز آفريديم و هيچ خستگى و تعبى به ما نرسيد )
( قلب ) به معناى نيروى تعقّل و تشخيص حق از باطل است .
و ( القاء سمع ) يعنى گوش فرا دادن و ( شهيد ) يعنى حاضر و مشاهده كننده .
مىفرمايد : در اين حقايقى كه از آن خبر داديم تذّكريست كه هر كسى تعقّل كند و