تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
( 26 )
( الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَأَلْقِياهُ فِي الْعَذابِ الشَّدِيدِ )
: ( همانكه با خدا ، خداى ديگرى گرفته ، پس او را درون عذاب شديد بياندازيد ) ( 27 )
( قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ )
: ( قرين شيطانى او مىگويد : پروردگارا من او را به طغيان وادار نكردم ولى او خودش در گمراهى دورى بود ) ( 28 )
( قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ )
: ( خطاب رسد : نزد من مخاصمه و جدال نكنيد كه من قبلا همهء شما را هشدار داده بودم ) ( 29 )
( ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ )
: ( نزد من هيچ سخنى تبديل نمىپذيرد و من نسبت به بندگانم ستمكار نيستم ) ظاهرا مراد از ( قرين ) همان ملك موكّل اعمال انسان در دنياست ، ( سائق يا شهيد ) در اين صورت معنا اين است كه خدايا اين آن انسانى است كه همواره با من بود و اينك حاضر است و اين اعمال اوست كه آماده و حاضر نموده‌ام . و اگر مراد از ( قرين ) همنشين و قرين شيطانى انسان باشد « 1 » كه يك عمر او را گمراه مىكرده ، در اين صورت معنا اين خواهد بود كه : اين آن انسانيست كه من مأمور گمراهى او بودم و زمام نفسش را بدست داشتم ، اينك براى رفتن به دوزخ آماده است . آنگاه به آن دو خطاب مىرسد كه هر فرد بسيار كفر پيشه و معاند با حق و ممنوع از خير و متجاوز به راه حق و مردّد نسبت به معاد كه مردم را نيز به شك مىانداخت ، را گرفته و در دوزخ بياندازيد . همان كسى كه به عنوان سر چشمه و ريشهء همه گناهان ، شرك مىورزيد و در كنار خداى يگانه ، خداى ديگرى را اتّخاذ كرده بود ، پس او را در عذابى شديد بيافكنيد ( به جرم شرك كه گناهى عظيم و سرچشمهء و امّ المعاصى مىباشد ) آنوقت قرين شيطانى فرد كه همواره در دنيا او را گمراه مىكرده و قرآن مجيد درباره‌اش فرموده :
( وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ )
« 2 » مىگويد : اى پروردگار ما ، من اين انسان
هامش
( 1 ) . مطابق تفسير روح المعانى ج 26 ( 2 ) . سوره زخرف آيه 36 ( هر كس از ياد خداى رحمان اعراض كند ما براى او قرينى شيطانى