را مجبور بر طغيان نكردم و ليكن او خودش آماده و مستعدّ پذيرش دعوتها و وسوسههاى من بود ، پس خودش از راه حق در گمراهى بعيدى قرار داشت و من مسئول طغيان او نيستم .
همچنانكه در جاى ديگر قرآن كريم از قول شيطان مىفرمايد
( وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي
« 1 » من هيچ تسلّطى بر شما نداشتم غير از اينكه من شما را دعوت كردم و شما مرا اجابت كرديد )
آن وقت از جانب خداى متعال خطاب مىرسد كه اينك در پيشگاه من مخاصمه و جدال نكنيد ، چون نفعى برايتان ندارد و هر آينه من تهديد و وعيد خود را به همه مشركين و ستمكاران ابلاغ كردم و گفتم
( لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ
« 2 » هر آينه من جهنّم را از جنّ و انس پر مىسازم ) آنگاه در پاسخ از سؤال مقدّر و متوهّم كه ممكن است گفته شود : ( به فرض كه قبلا تهديد خدا ابلاغ شده باشد ، آيا اين تهديد تغيير نمىكند و تهديد شدگان مورد عفو قرار نمىگيرند ؟ ) مىفرمايد : در درگاه من هيچ سخنى تغيير نمىكند ، يعنى قضاى حتمى و حكم قطعى من تغيير و تبديل نمىپذيرد ، لذا شما گنه كاران عذاب خواهيد شد و اين من نيستم كه دربارهء بندگان خود ستم روا مىدارم ، بلكه اين خودشان هستند كه به خود ستم كردند و بعد از شناخت حق و اتمام حجّت ، آن را انكار كرده و به اين وسيله خود را مستحقّ عذاب نمودند .
( 30 )
( يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ )
: ( روزى كه به جهنم مىگوئيم : آيا پر شدى ؟ مىگويد : آيا باز هم هست ؟ )
استفهام تقريرى است ، و مىخواهد بفهماند كه قهر خداى متعال و عذاب او از احاطهء بر همهء مجرمان قاصر نيست و بر همهء آنها احاطه دارد ، همچنانكه در جاى ديگر مىفرمايد :
( وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ
« 3 » و همانا جهنّم بر كفّار احاطه دارد ) و شايد
هامش
مىگماريم كه همواره ملازم او باشد )
( 1 ) . سورهء ابراهيم ، آيه 22 .
( 2 ) . سورهء سجده ، آيه 13 .
( 3 ) . سورهء توبه ، آيه 49 .