نوشتن حفظ مىكنند ، مىفرمايد : به ياد آر و متوجّه باش كه دو فرشته در چپ و راست انسان مترصّد هستند و اعمال او را ثبت مىكنند . البتّه علم خود خداوند محيط بر آنهاست و خداوند براى آگاهى به اعمال انسان نيازى به وساطت ملائكه ندارد و مراد از چپ و راست هم تمثيل خير و شرّ اعمال است يعنى حسنات منسوب به راست و سيئّات به چپ منسوب مىباشند و گرنه فرشتگان موجوداتى مجردّند كه ما فوق مكان و جهت هستند .
( 18 )
( ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ )
: ( هيچ سخنى نمىگويد جز اينكه در همانجا مراقبى آماده است )
( رقيب ) يعنى محافظ و ( عتيد ) يعنى فراهم كننده مقدّمات آن حفظ و ضبط .
مىفرمايد : انسان هيچ سخنى را به زبان نمىآورد جز اينكه در همان لحظه حفظ و ضبط مىشود و اينكه مسأله علم به سخن گفتن را بعد از بيان علم به همهء اعمال انسان مطرح مىكند از قبيل ذكر خاص بعد از عام است و عنايت ويژه به مسأله خاص را افاده مىكند .
( 19 )
( وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ )
: ( و سكرات مرگ كه قضاء حتمى خداست ، مىآيد و به انسان گفته مىشود اين همان است كه براى فرار از آن حيله مىكردى )
( سكرات موت ) حالت بيهوشى و مستى هنگام جان كندن است كه انسان مانند مستان از خود بىخود است و هيچ چيز نمىفهمد .
مىفرمايد : وقتى سكرات موت كه قضاى ثابت و حتمى پروردگار است فرا مىرسد به انسان گفته مىشود : اين همان مرگيست كه به جهت تعلّق و وابستگى به دنيا همواره از آن كراهت داشته و مىگريختى .
( 20 )
( وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ ذلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ )
: ( و در صور دميده مىشود و به انسان مىگويند : اين آن روزيست كه به آن تهديد مىشدى )
در نفخهء اول همه مردم مىميرند و به عالم برزخ مىروند و در نفخهء دوّم همه مردگان از گور برخاسته و به عالم قيامت منتقل مىشوند . و مراد از نفخ صور در اين آيه يا نفخهء دوّم است و يا مجموع هر دو نفخه چون بدنبالش مىفرمايد : اين روز وعيد است يعنى