( اصحاب رس ) همچنانكه در تفسير سورهء فرقان گفتيم قومى بودهاند كه در كنار چاهى زندگى مىكردند و پيامبرشان را تكذيب كرده و هلاك شدند .
و ( ثمود ) كه قوم صالح پيامبر هستند و پس از قوم عاد بودهاند و ( عاد ) قومى از اعراب بودهاند كه ساكن سرزمين احقاف بوده و به نام نياى خود ( عاد ) خوانده مىشدند و اينها قوم هود عليه السّلام بودهاند .
و ( فرعون ) كه پادشاه مصر در عصر موسى عليه السّلام بوده و مراد از ( اخوان لوط ) قوم آن حضرت مىباشند كه مرتكب عمل شنيع لواط مىشدند و هيچ قومى در اين عمل قبيح بر آنها سبقت نگرفته بود و ( اصحاب ايكه ) قوم شعيب عليه السّلام بودهاند و ( ايكه ) نام جنگلى انبوه يا درختى به هم پيچيده و متراكم بوده است و اينها همچنانكه در سورههاى سابق ذكر شد ، كم فروشى مىكردند و در پيمانه و ترازو كم مىگذاشتند . و ( تبّع ) از ملوك حمير در يمن بوده كه قوم او به سبب تكذيب هلاك شدهاند .
و تكذيب هر امّتى دربارهء رسولشان ، تكذيب همه انبياء محسوب شود ، چون محتواى رسالت همهء انبياء الهى واحد است و همه آنها مردم را بسوى توحيد دعوت كرده و از هلاكت و عذاب بيم مىدادند .
( 15 )
( أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ )
: ( آيا ما از آفرينش بار اول خسته و ناتوان شديم ؟ بلكه اينها نسبت به خلقت جديد در قيامت شك دارند ) مراد از ( خلق اول ) خلقت عالم طبيعت و همهء نظامات آن است .
و مراد از ( خلق جديد ) همان اعادهء خلق در قيامت است .
مىفرمايد مگر خلقت ابتدايى عالم ما را عاجز و ناتوان كرد كه نتوانيم دوباره آن را اعاده كنيم ؟ با اينكه خلقت ابتدايى از عدم محض و بدون الگوست اما خلقت دوّم اعادهء همان خلق اوّل است ، پس همانطور كه در خلقت اوّل با علم و قدرت عالم را آفريديم و نظامات آن را تدبير نموديم ، علم و قدرت ما همچنان باقى است و چيزى از آن كاسته نشده و ما عاجز از خلقت جديد نيستيم ، امّا كفّار در همين امر شك دارند و به اشتباه افتادهاند و لذا معاد و خلقت جديد را انكار مىكنند .