شده و هم خلقت ساير افراد بشر كه ظاهرا بوسيلهء نطفه است در نهايت به موّاد زمينى منتهى مىشود ، لذا نطفه مبدأ قريب خلقت انسان و خاك مبدأ بعيد آنست و خداست كه اين بشر را به صورت نر يا ماده مىآفريند ، هيچ جنس مادّهاى باردار نمىشود و وضع حمل نمىكند مگر اينكه علم خدا مصاحب با حمل و وضع اوست و نيز عمر هيچ فردى امتداد نمىيابد و از عمر هيچ فردى كاسته نمىشود مگر آنكه همه در كتابى ثبت و ضبط است كه مراد از اين كتاب همان لوح محفوظ است كه دگرگونى در آن راه ندارد و اين تدبير دقيق و متين و مسلّط بر كلّيات و جزئيّات حوادث بر خدا آسان است چون او داراى علم و قدرت مطلق مىباشد .
( 12 )
( وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ )
: ( اين دو دريا با هم يكسان نيستند ، يكى شيرين و گوارا و ديگر شور و تلخ و شما از هر دوى آنها گوشت تازه گرفته ، مىخوريد و اشياء زينتى استخراج كرده ، مىپوشيد و كشتىها را مىبينى كه در دريا آب را مىشكافند ، تا شما از فضل خدا چيزى به دست آوريد و شايد شكرگزار نعمتهاى او شويد . )
( عذب ) يعنى آب پاكيزه و ( فرات ) آبيست كه سوز عطش را مىشكند و خنك است . ( سائغ ) يعنى آبى كه از شدّت گوارايى با سهولت به حلق فرو مىرود . ( اجاج ) يعنى آب تلخ مزه و ( ملح ) يعنى آب شور ( لحم طرى ) يعنى گوشت لطيف و تازه كه منظور از آن در اينجا گوشت ماهى يا مرغان دريايى است .
و مراد از ( حليه ) زينتهايى است كه از دريا استخراج مىكنند مانند مرواريد و مرجان و انواع صدفها همچنانكه در جاى ديگرى مىفرمايد
( يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ
« 1 » از آن دو دريا مرواريد و مرجان بيرون مىآورد ) .
معناى ظاهرى آيه روشن است امّا در واقع مؤمن و كافر را به دو درياى شيرين و شور مثال مىزند و يكسان نبودن آنها را در كمال فطرى بيان مىكند ، اگرچه كه در بسيارى از
هامش
( 1 ) . سورهء الرحمن آيه 22 .