هدايت ترجيح دادهاند پس واى به حالشان در وقتى كه ملائكه آنها را قبض روح مىكنند و با نهايت شدّت بر صورت و پشتشان مىكوبند و آنها را خوار و ذليل مىكنند و اين عذاب و خوارى به جهت آنست كه اينها هميشه بدنبال چيزهايى بودند كه باعث خشم و عقاب خداست و همواره از امورى كه باعث خشنودى و ثواب او مىشد ، كراهت داشتند ، بنابراين از هواى نفسشان پيروى كرده و تابع وسوسههاى شيطان شده و مرتدّ گشتند ، لذا خداوند همه اعمال آنها را باطل و بىاجر مىسازد بطورى كه هيچ عملى كه لايق ثواب باشد ، در پيشگاه الهى ندارند و به عذاب او گرفتار شقاوت مىشوند .
( 29 )
( أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ )
: ( آيا كسانى كه در دلهايشان بيماريست پنداشتهاند كه خدا كينههاى درونى آنها را بيرون نمىكند ؟ )
مىفرمايد بلكه اين اشخاص ضعيف الايمان و بيمار دل كه به سوى نفاق و ارتداد گراييدهاند گمان كردهاند ، كه خدا كينههاى شديد آنها را نسبت به دين و اهل دين آشكار و بارز نمىكند و به منصهء ظهور نمىرساند و تاريخ صدر اسلام آشكار مىكند كه عدّهاى از مسلمانان بودهاند كه به رسولخدا گرويدهاند و سپس دچار نفاق و ارتداد شدهاند ، همچنان كه برخى از آنها از همان روز اوّل تا آخر عمرشان منافق بودهاند .
( 30 )
( وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمالَكُمْ )
: ( و اگر ما بخواهيم تك تك آنها را به تو نشان مىدهيم ولى تو خودت هم آنها را از چهرهها و علائم ايشان و لحن سخنانشان مىشناسى و خدا از اعمال شما آگاه است . )
( سيما ) يعنى علامت و ( لحن ) به معناى تغيير كلام از سنّتهاى جارى آنست و ( لحن قول ) در اينجا يعنى سخنان تعريض گونه و كنايهدار .
مىفرمايد : اگر ما بخواهيم اين افراد منافق و بيمار دل را به تو معرفى مىكنيم و علائمشان را مىگوييم ، تا تو آنها را بشناسى . و هر آينه تو خودت نيز آنها را از لحن حرف زدن و سخنان نيش و كنايهدارشان به خوبى مىشناسى « 1 » و به هر حال خدا حقايق
هامش
( 1 ) . در تفسير مجمع البيان اين آيه از ابو سعيد خدرى و جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده كه