منظور از ( آسمانها و زمين و ما بين آن دو ) مجموعه عالم محسوس است .
و مراد از ( اجل مسمّى ) نقطه انتهاى وجود هر چيزى كه در اينجا منظور ، روز قيامت ( اجل مسمّاى مجموعه عالم ) است .
مىفرمايد ما عالم مشهود را با همهء اجزاى آن ، چه آسمانى و چه زمينى ، جز به حق نيافريديم . يعنى آفرينش عالم داراى غايت و هدفى ثابت و معيّن است و نيز آنها را براى اجلى معيّن آفريديم ، پس از بعد از اين عالم ، عالم ديگرى است كه عالم بقاء و خلود است ، امّا كفّار و مشركين كه منكر معادند از آنچه انذار مىشوند ، يعنى از روز قيامت و عذاب اليمى كه در انتظار آنهاست ، اعراض مىكنند و غفلت مىنمايند و روى برمىگردانند .
( 4 )
( قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ )
: ( بگو به من خبر دهيد و به من نشان دهيد اين خدايانى كه به جاى خدا مىپرستيد از زمين چه موجودى را خلق كردهاند و يا در آسمانها چه شركتى دارند ؟ ، مدركى از كتب آسمانى قبل از قرآن و يا دليلى علمى بياوريد ، اگر راست مىگوييد )
در اينجا به رسول گرامى صلّى اللّه عليه و إله و سلم دستور مىدهد كه با مشركان احتجاج كرده و بفرمايد :
اگر راست مىگوييد كه اين معبودهاى شما شريك خدايند ، براى من از كتابهاى آسمانى قبل از قرآن دليلى بياوريد كه دلالت كند ، بر اينكه اين خدايان شما در خلقت بخشى از آسمانها يا زمين شركت دارند و اگر نمىتوانيد ، حداقل دليل علمى منقول ( و يا بقيهاى از علم موروثى خود ) بياوريد كه ادّعاى شما را ثابت كند .
و حالا كه خدايان شما در همه آسمانها و زمين هيچ موجودى را خلق نكردهاند و خلقت هم از تدبير جدا نيست ( و مدبّر بايد سهمى از خلقت هم داشته باشد ) پس ادّعاى شما باطل است و خداوند هيچ شريكى در امر تدبير عالم ندارد .
( 5 )
( وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ )
: ( و چه كسى گمراهتر است از آنكه به غير خدا چيزى را مىخواند