تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
اين آيه در مقام توبيخ مشركان است كه وقتى آيات قرآن كه داراى دلالت آشكار بود ، بر آنها تلاوت مىشد ، با آنكه مىدانستند كه قرآن به حق است ، از روى استكبار و لجبازى ، آن را سحر و جادوى آشكار مىناميدند . ( 8 )
( أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ كَفى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ )
: ( بلكه مىگويند به دروغ آن را به خدا نسبت مىدهد ، بگو اگر آن را افتراء بسته باشم ، شما از ناحيهء خدا هيچ كارى دربارهء من نمىتوانيد بكنيد ، او بهتر مىداند كه شما در چه اباطيلى فرو رفته‌ايد و شهادت او بين من و شما مرا كفايت مىكند و او آمرزندهء مهربان است ) در اينجا گفتهء ديگر مشركان را در برابر قرآن نقل مىكند و آن اينكه ، آنها مىگفتند كه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم اين قرآن را از پيش خود به خدا نسبت داده و كلام خود را به خدا افترا بسته ، و خداوند به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم تعليم مىدهد كه در جواب ايشان بگويد : اگر من به خاطر شما ، قرآن را به خدا افترا بسته باشم ، خدا مرا به عذاب خود دچار خواهد كرد و آنوقت شما نمىتوانيد عذاب خدا را از من دفع كنيد و مانع از خواست او شويد ، پس چگونه ممكن است من به خدا افترا بزنم و به خاطر شما خود را در معرض عذاب و هلاكت قرار دهم ؟ ! پس من افترا زنندهء به خدا نيستم ، خداى سبحان به مسأله تكذيب قرآن و يا خوض و فرو رفتن شما در اين گونه سخنان داناتر است . و سپس در مقام احتجاج دوّم مىفرمايد : شهادت دادن خدا در كلام خودش ، به اينكه اين قرآن كلام اوست ، نه افتراء از جانب من ، در مفترى نبودن من كفايت مىكند . همچنانكه فرموده
( اللَّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ
« 1 » خدا شهادت مىدهد به آنچه كه بر تو نازل كرده ، چون او به علم خود آن را بر تو فرو فرستاده است ) و در انتها خداوند را با دو صفت آمرزنده و مهربان توصيف مىكند تا بفهماند كه ادّعاى رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم به حق است . چون خداوند غفور و رحيم ، با خلق خود با مغفرت و رحمت معامله مىكند و مغفرت و رحمتش فقط شامل تائبانى كه به سوى او
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيه 166 .