مىفرمايد : آيا كسانى كه مرتكب گناهان مىشوند پنداشتهاند ما آنها را با كسانى كه اهل ايمان و اعمال شايسته هستند يكسان قرار مىدهيم ؟ بطوريكه زندگى و مرگشان با آنها مساوى باشد ؟ و در نتيجه ، ايمان و متشرّع بودن مؤمنان هيچ اثر و نتيجهاى در زندگى و مرگشان ندارد ؟ ! براستى چه حكم بدى كردهاند . يعنى اين پندار آنها باطل است و اين دو طائفه ، نه در حيات و نه در ممات مانند هم نيستند ، چون مؤمنان در زندگى دنيا با بصيرت و هدايت پروردگارشان زندگى مىكنند و در آرامش روحى و طمأنيه و سعادت و كمال روحى بسر مىبرند به خلاف گنه كاران كه از هدايت و رحمت پروردگار نااميد هستند . در مرگشان نيز ، مؤمنان از سراى ناپايدار دنيا به سراى باقى در جوار نعمات و رحمات الهى مىشتابند ، امّا گنه كاران به سوى شقاوت و عذاب رهسپار مىشوند .
( 22 )
( وَ خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ )
: ( و خداوند آسمانها و زمين را بر اساس حق آفريد ، تا هر كسى بدانچه بدست آورده جزاء داده شود و آنها ستم كرده نمىشوند )
يعنى خلقت عالم محسوس ، ملابس با حق بوده و خداوند براى خلقت آنها غايت و هدفى ثابت در وراى خود دارد ، و علّت آفرينش هدفمند اين بوده كه هر نفسى در مقابل آنچه مرتكب شده جزا داده شود . يعنى اگر طاعت كرده ثواب بيند و اگر معصيت كرده عقاب داده شود و اين جزاء مطابق عدل خواهد بود ، چون جزاى آنها ، همان نفس عمل آنهاست و هرگز مورد ستم قرار نمىگيرند .
( 23 )
( أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ )
: ( آيا ديدى آنكس را كه هواى نفسش را معبود خود گرفت و خداوند او را به جهت علمى كه داشت گمراه كرد و بر گوش و قلبش مهر نهاد و بر چشمش پردهاى انداخت ، ديگر بعد از خدا چه كسى او را هدايت مىكند ، آيا باز هم متذكّر نمىشويد ؟ )
مىخواهد بفرمايد : آيا تعجّب نمىكنى از كسى كه مىداند إله و خدايى دارد كه بايد او را بپرستد - و او خداى سبحان است - ولى به جاى خدا هواى نفس خود را مىپرستد و