تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
جهلى در كار نبود ) فقط ناشى از حسادت و دشمنى بين علماء آنها بود و اين اختلافات آنها به زودى اثر و نتيجه خود را آشكار خواهد كرد و خداى متعال در روز قيامت ميان آنها داورى مىكند و آنها را مطابق اعمالشان جزا مىدهد . ( 18 )
( ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْها وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ )
: ( سپس تو را نيز بر شريعتى از امر دين قرار داديم . لذا از همان پيروى كن و از تمايلات كسانى كه علم ندارند تبعيّت نكن ) ( 19 )
( إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ )
: ( چون آنها ابدا تو را از ارادهء خدا بىنياز نمىكنند و همانا ستمكاران در ظلم و ستم ياور يكديگرند و خدا دوستدار متقّين است ) خطاب با رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است ( كه شامل امتّش نيز مىباشد ) و مىفرمايد : بعد از آنكه به بنى اسرائيل كتاب و شريعت عطا كرديم ، تو را نيز بر طريقهء خاصّى از امر دين الهى قرار داديم كه آن عبارتست از شريعت اسلام ، پس تو فقط پيرو دين و فرامينى باش كه بر تو وحى مىشود و از هواهاى نفسانى جاهلان كه مخالف دين خدا هستند پيروى نكن . لذا از اين آيه استفاده مىشود كه اولا : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم نيز مانند ساير امّت مكلّف به دستورات دين بوده و ثانيا : هر حكم و عملى كه مستند و منتهى به وحى الهى نباشد ، هواى نفسانى جاهلان است و نمىتوان آن را علم ناميد . در ادامه براى تعليل نهى سابق مىفرمايد اين جاهلان نمىتوانند هيچ حاجتى از تو را برآورند ، و تو را از خدا بىنياز سازند و اصولا غير خدا هيچ كس نمىتواند حوائج ضرورى تو را برآورده سازد و راه عملى رسيدن به حاجاتت اين است كه از دين خدا پيروى كنى ، آنگاه در مقام تعليل براى نهى از پيروى تمايلات جاهلان مطلب ديگرى مىفرمايد و آن اين است كه ظالمان و پيشوايان كفر كه پيرو بدعتها و احكام خود ساخته هستند ، خودشان ولىّ و ياور يكديگرند ، امّا خداوند سرپرست و ياور كسانيست كه اهل تقوا بوده و از دين او پيروى مىكنند و هرگز ولىّ كسانى كه از تمايلات جاهلان پيروى مىنمايند ، نيست . پس رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بايد از امر دين پيروى كند و پيرو هواهاى آنها