مىفرمايد : روز قيامت روز جدايى ميان حق و باطل و جدايى مجرم از متّقى است و نيز روزيست كه قضاء فصل الهى صورت مىگيرد و تمامى مردم از اوّلين و آخرين ( همه اقوام شامل قريش يا عرب و غير آن ) براى پروردگارشان به پا مىخيزند و آن روز ميعاد همهء آنهاست . و روزيست كه كسى به درد ديگرى نمىخورد و نمىتوانند يكديگر را يارى كنند . ( مولى ) يعنى سرپرست و متصرّف در امور ديگرى و كسى كه نسبت به انسان ولايت دارد . ( اغناء ) يعنى اينكه مولى و متصرّف به تنهايى و مستقلا امور فرد را عهدهدار شود ، و ( نصرت ) يعنى اينكه ياورى انسان را در امورش كمك كند .
و خداوند در روز قيامت هم اغناء را نفى مىكند و هم نصرت را ، چون اين گونه امور در دنيا مؤثّرند امّا در قيامت تمام اسباب دنيوى از كار مىافتند .
سپس در مقام استثناء مىفرمايد از ميان همهء مردم فقط كسانى نصرت مىشوند كه مورد ترحّم خدا واقع شده باشند ، چون خدا عزيزى است كه هيچ كس نمىتواند بر حكم او غالب شود لذا عذاب را به هر كس بخواهد مىرساند و از هر كس خواهد دفع مىكند و مهربانيست كه رحمت را شامل هر كس بخواهد مىگرداند ، و اين آيه شريفه از ادّلهء شفاعت در قيامت است . البته اگر ( لا ينصرون ) فقط به كفّار برگردد در اين صورت استثناء منقطع بوده و معنا اين مىشود كه : كفّار يارى نمىشوند اما متّقين كه مورد رحمت خدا قرار مىگيرند ، از جانب خدا يارى مىشوند چون آنها از هر مولا و ناصرى غير خداى سبحان بىنياز هستند .
( 43 )
( إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ )
: ( همانا درخت زقّوم )
( 44 )
( طَعامُ الْأَثِيمِ )
: ( خوراك گنه كاران است )
( 45 )
( كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ )
: ( كه مانند سرب مذاب در شكمها مىجوشد )
( 46 )
( كَغَلْيِ الْحَمِيمِ )
: ( همچون آب جوشان )
( 47 )
( خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ )
: ( او را بگيريد و به ميان دوزخ بكشيد )
( 48 )
( ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ )
: ( آنگاه از عذاب جوشان بر سرش بريزيد )