در اينجا خداوند آنها را داراى جناح توصيف فرموده يعنى وجود فرشتگان مجهّز به چيزى است كه مىتوانند با آن مانند بال پرندگان از آسمان به زمين و از زمين به آسمان روند ، و مىفرمايد بعضى از آنها دو بال برخى سه بال و برخى ديگر چهار بال دارند و از عبارت
( يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ )
استفاده مىشود كه بعضى از ملائكه بيشتر از چهار بال دارند و بعد در مقام تعليل همه فرازهاى قبل و يا فراز اخير مىفرمايد خداوند بر انجام هر امرى قادر است چون قدرت او نامتناهى و مطلق است .
( 2 )
( ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ )
: ( در رحمتى را كه خداوند به روى مردم بگشايد ، هرگز كسى نمىتواند ببندد و مانع آن شود و در رحمتى را كه او ببندد ، كسى نيست كه بعد از منع خدا قادر بر گشودن آن باشد ، با اينكه او قاهرى غالب و حكيم است . )
مىفرمايد آن نعمات و روزهايى كه خدا از خزانه رحمتش به بندگانش مىدهد ، در همه عالم كسى نيست كه بتواند مانع آن شود و آنچه را كه او از آنها دريغ مىكند كسى نيست كه به جاى خدا آن نعمت را به بندگان او بدهد . پس خداى تعالى افاضهاش ناشى از رحمت است و منعش ناشى از حكمت ، لذا همانطور كه در منع اوّل است در اعطاء نيز اوّل است . و سپس در مقام تعليل مطلب مىفرمايد او عزيز يعنى غالب و شكستناپذير است ، پس هيچ كس نمىتواند مانع از امر او شود و از اعطاء يا منع او جلوگيرى كند و نيز حكيم است پس اعطاء و منعش براساس مصلحت و حكمت صورت مىگيرد .
( 3 )
( يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ )
: ( اى مردم به ياد آوريد ، نعماتى را كه خداوند بر شما ارزانى نمود ، آيا هيچ خالقى غير از خدا هست كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد ؟ هيچ خدايى جز او نيست پس به كجا منحرف مىشويد ؟ )
در اين آيه بر يگانگى ربوبيّت خدا استدلال مىكند به اين صورت كه معبود و إله تنها به اين جهت عبادت مىشود كه داراى ربوبيّت است و معناى ربوبيّت اين است كه او مالك تدبير امور مردم و همهء موجودات مىباشد ، و آنكسى كه امور همه مخلوقات را