برايشان از امور غيبى بود ، در آخرت برايشان به وضوح قابل مشاهده است و به عكس عمل دنيوى و ايمان اختيارى كه در دنيا در اختيارشان بود از آنها غايب شده است .
در ادامه مىفرمايد : اينها در حالى اين سخن را مىگويند كه قبلا در دنيا به قرآن و آيات حق كافر شدند و آخرت را با اوهام و گمانهاى خود از مكانى بسيار دور انكار مىكردند ، يعنى در عالم دنيا دربارهء آخرت گمانهاى ناروا داشتند ، با اينكه آخرت غايب از حواس آنها بود و از عالم آخرت بسيار دور بودند .
( 54 )
( وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ )
: ( ميان ايشان و آرزوهايشان مانعى افكند ، چنان كه با نظاير ايشان از پيش همين رفتار را نمود ، همانا آنها در شكّى سخت بودند )
مىفرمايد : بين مشركين كه به عذاب الهى گرفتار شدند و بين لذايذى كه در دنيا داشتند جدايى افتاد ، همانطور كه با ساير افراد شبيه ايشان در امتّهاى گذشته همينگونه رفتار شد ، به جهت اينكه از امر حقّ و يا امر آخرت در شكّ و ترديد عميقى بودند و سخنانى بدون دليل و نسنجيده دربارهء آن مىگفتند . « 1 »
هامش
( 1 ) . روايات بسيار از طريق شيعه و سنّى رسيده كه اين آيات دربارهء فرو رفتن لشكر سفيانى در بيابان ( بيداء ) است كه يكى از علائم ظهور حضرت مهدى ( عج ) باشد ، ( اللّه اعلم ) ، تفسير قمى ، جلد 2 و الدّر المنثور ، جلد 5 .