ما مؤمن هستيم )
خطاب به رسولخدا مىفرمايد ، حالا كه اينها ايمان نمىآورند و به شك و ترديد و اشتغالات دنيوى خود سرگرمند ، منتظر روزى باش كه آسمان دودى آشكار بر آورد و عذابى دردناك به صورت دودى همهء آنها را فرا بگيرد ، آن وقت است كه مردم با اعتراف به ربوبيّت حق و دعوت حقّه او ، دست به دعا برمىدارند و مىگويند : پروردگارا اين عذاب را از ما بر طرف كن كه ما ايمان خواهيم آورد .
بعضى « 1 » گفتهاند : مراد از عذاب دخان ، همان قحطى است كه اهل مكّه به واسطهء آزار رسولخدا و مؤمنان و به نفرين آن حضرت به آن مبتلا شدند ، و پس از اظهار ايمان و ندامت ، به دعاى رسولخدا آن قحطى از بين رفت .
و يا گفتهاند كه دخان مذكور از علائم قيامت است و هنوز محقّق نشده ، امّا قبل از قيامت تحقّق مىيابد و دود در گوشهاى مردم داخل مىشود و سرهايشان مانند سر گوسفند بريان مىگردد ، ولى مؤمنين تنها دچار زكام مىشوند و زمين چهل روز چنين حالتى به خود مىگيرد .
و يا گفتهاند ، مراد از آن روز فتح مكّه است كه دود و غبار لشكر اسلام فضاى مكّه را پر ساخت و برخى ديگر عذاب دخان را در روز قيامت دانستهاند . اما اين اقوال خصوصا دو قول اخير چندان قابل اعتنا نيست .
( 13 )
( أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ )
: ( چگونه مىتوانند متذكّر شوند ، با اينكه رسولى روشنگر برايشان آمد )
( 14 )
( ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ )
: ( و از او اعراض كردند و گفتند :
ديوانهايست كه او را تعليم دادهاند )
يعنى اين مردم از كجا مىتوانند متذكّر شوند و به حق اعتراف كنند در حالى كه اين حق را رسول ما آشكارا برايشان آورده ، و بيان كرد و هيچ شكّى در رسالت او نبود ، امّا آنها از او روى گرداندند و به او تهمت زدند و گفتند : او ديوانهايست كه عقلش مخّتل
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعانى ج 25